برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1356 100 1

hang over


1- سایه افکن بودن بر، (طاق وار) روی محلی را گرفتن، (برفراز چیزی) آویختن 2- آویزان بودن، معلق بودن (برفراز چیزی) 3- (ازآینده ی شوم) نوید دادن، نشانه بودن، اثر باقی مانده، اثر باقی از هر چیزی، حالت خماری باقی مانده

واژه hang over در جمله های نمونه

1. It seems that the suit has to hang over till its next session.
[ترجمه گلی افجه ] بنظر میرسد کت وشلوار باید تا جلسه بعدی اویزان بماند
|
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که کت و شلوار باید تا جلسه بعدی خودش به دار آویخته شود
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد که کت و شلوار باید تا جلسه بعدی خود را متوقف کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The clouds of war hang over the east.
[ترجمه علی اکبر منصوری] ابرهای جنگ بر فراز شرق سایه می افکنند!
|
[ترجمه ترگمان]ابره‌ای جنگی در سمت شرق می‌چرخند
[ترجمه گوگل]ابرهای جنگ بر روی شرق آویزان هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. However, a question mark continued to hang over Kaliningrad, which ...

معنی کلمه hang over به انگلیسی

hang over
• be imminent; dangle from; suspend; stay suspended

hang over را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسینی
حالت بعد از مستی(خماری)
گلی افجه
می زدگی
افراط در مشروب
معلق بودن
Tamim
متوقف کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hang over
کلمه : hang over
املای فارسی : هنگ اور
اشتباه تایپی : اشدل خرثق
عکس hang over : در گوگل

آیا معنی hang over مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )