برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1284 100 1

have a fit


خیلی خشمگین شدن، اعراض کردن، (از شدت خشم و غیره) از خود بی خود شدن، بی تابی کردن

واژه have a fit در جمله های نمونه

1. Your mother would have a fit if she knew you'd been drinking!
[ترجمه ترگمان]مادر تو اگر بفهمد که تو مست کرده‌ای خیلی ناراحت می‌شوی!
[ترجمه گوگل]مادر شما اگر شما می دانستید که نوشیدنی می کنید، مناسب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. If your mother finds out about this, she'll have a fit.
[ترجمه ترگمان]اگر مادرت از این موضوع خبر داشته باشد، حسابی جا به جا خواهد شد
[ترجمه گوگل]اگر مادر شما در مورد این موضوع پیدا کند، او مناسب خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Your mother would have a fit if she knew you were here.
[ترجمه ترگمان]مادرت اگر بفهمد که تو اینجایی دچار حمله خواهد شد
[ترجمه گوگل]مادر شما اگر شما می دانستید که اینجا بودید، مناسب خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He'd have a fit if he knew what we were up to!
[ترجمه ترگمان]اگر می‌دانست که ما چه نقشه‌ای داریم، غش کرده بود!
[ترجمه گوگل]او می داند که می داند چه چیزی ما را می کشد
[ترجمه شما] ...

have a fit را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پردیس
جوش آوردن
عاطفه انارکی
get very angry

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی have a fit
کلمه : have a fit
املای فارسی : هو ا فیت
اشتباه تایپی : اشرث ش بهف
عکس have a fit : در گوگل

آیا معنی have a fit مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )