انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 950 100 1

healing

تلفظ healing
تلفظ healing به آمریکایی تلفظ healing به انگلیسی

شفا، بهبودی، علاج، شفادهنده

واژه healing در جمله های نمونه

1. healing properties attributed to garlic
ترجمه خاصیت‌های شفابخشی که به سیر نسبت داده می‌شود

2. a healing wound often pricks
ترجمه زخم در حال التیام اغلب زوک زوک می‌کند.

3. the healing of marital conflicts will reduce the number of divorce cases
ترجمه حل آشتی‌گرانه‌ی اختلافات زناشویی تعداد طلاق‌ها را کم می‌کند.

4. the healing power of sleep
ترجمه نیروی درمانگر خواب

5. they accredited prophets with healing power
ترجمه نیروی شفا بخشی را به پیغمبران نسبت می‌دادند.

6. They are transfigured by the healing powers of art.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها با قدرت شفا دادن هنر تغییر شکل می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها توسط توانایی های شفا هنر مورد تجدید نظر قرار می گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. I don't have any open wound healing is slaughtered,nobody knows my heart setbacks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من هیچ وقت التیام زخم باز پیدا نمی‌کنم، کسی هم از قلب من خبر نداره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من هیچ زخم باز زخمی نابود نمی کنم، هیچ کس نمیداند قلب من را نابود می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. This enables the healing process to continue uninterrupted.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کار روند درمان را قادر می‌سازد که بدون وقفه ادامه یابد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این باعث می شود فرایند شفا بدون وقفه ادامه یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. According to local lore, the water has healing properties.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با توجه به فرهنگ محلی، آب خواص درمانی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طبق گفته های محلی، آب دارای خواص شفا است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The berries are prized for their healing properties.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دانه‌ها برای خواص درمانی آن‌ها باارزش هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انواع توت ها برای خواص درمانی خود اهمیت دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Local people ascribe healing properties to this fruit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مردم محلی خواص درمانی این میوه را نسبت به این میوه نسبت می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مردم محلی این خواص را به این میوه تقسیم می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The wounds were gradually healing .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زخم‌ها به تدریج شفا پیدا می‌کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زخم ها به تدریج بهبود یافتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The wound is healing nicely.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زخم خیلی خوب داره خوب میشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زخم صحیح است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. This plant has truly phenomenal healing powers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این گیاه دارای قدرت شفابخشی واقعی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این گیاه دارای قدرت شگرفی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی عبارات مرتبط با healing به فارسی

جوش خوردن زخم یا شکستگی بوسیله دوباره بهم پیوستن پاره ها
خوب شدن زخم بوسیله گوشت نوبالااوردن

معنی کلمه healing به انگلیسی

healing
• curing, restoring
• curing, restoring to health; process of becoming well, recovery
faith healing
• healing obtained through faith
• faith healing is the treatment of a sick person by someone who believes that they can heal people through prayer and the power of religious faith.

healing را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی healing

ساناز غلامپور ١٤:٤٩ - ١٣٩٦/١١/٢٧
درمانی
|

zahra seifi ١١:١٠ - ١٣٩٧/٠٥/٠٢
درمان-ترمیم
|

sh ١٣:٤٨ - ١٣٩٧/٠٧/١٧
التیام
|

حسن امامی ١٢:١٣ - ١٣٩٧/١١/٢٢
شفا - درمان بیمار با دعا و یا قدرت طبیعی بدون استفاده از دارو
|

پیشنهاد شما درباره معنی healing



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مجید > آچمز
رضاخانی > substituted
منصورامامی.کردستان.سقز > تیام
تارا > یامین
نوال > آچمز
امیرحسین خفن زاده > dance on piano keyboard
AFSANE > گنگ
نازنین > god bless you

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی healing
کلمه : healing
املای فارسی : هیلینگ
اشتباه تایپی : اثشمهدل
عکس healing : در گوگل


آیا معنی healing مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )