برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1220 100 1

health insurance


بیمه ی تندرستی

واژه health insurance در جمله های نمونه

1. The law will compel employers to provide health insurance.
[ترجمه ترگمان]این قانون کارفرمایان را وادار به تامین بیمه سلامت خواهد کرد
[ترجمه گوگل]این قانون کارفرمایان را مجبور به ارائه بیمه درمانی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Full-time employees are entitled to receive health insurance.
[ترجمه ترگمان]کارکنان تمام‌وقت حق دریافت بیمه سلامت را دارند
[ترجمه گوگل]کارکنان تمام وقت حق دریافت بیمه درمانی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Our comprehensive range of benefits includes pension and health insurance.
[ترجمه ترگمان]دامنه فراگیر مزایای ما شامل حقوق بازنشستگی و بیمه سلامت است
[ترجمه گوگل]طیف گسترده ای از مزایای ما شامل بیمه بازنشستگی و بیمه درمانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The fringe benefits include free health insurance.
[ترجمه ترگمان]مزایای حاشیه‌ای شامل بیمه سلامت رایگان می‌شود
[ترجمه گوگل]مزایای اضافی شامل بیمه درمانی رایگان است
[ترجمه شما ...

معنی کلمه health insurance به انگلیسی

health insurance
• insurance which provides compensation for medical expenses in the case of illness

health insurance را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهشید تاجیک
بیمه سلامت
sina
بیمه ی سامتی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی health insurance
کلمه : health insurance
املای فارسی : هلث اینشورنک
اشتباه تایپی : اثشمفا هدسعقشدزث
عکس health insurance : در گوگل

آیا معنی health insurance مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )