برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1353 100 1

heartfelt

/ˈhɑːrtˌfelt/ /ˈhɑːtfelt/

معنی: خالص، صمیمی، بی ریا، قلبی، از روی صمیمیت
معانی دیگر: صمیمانه، از ته دل

بررسی کلمه heartfelt

صفت ( adjective )
• : تعریف: deeply felt; earnest; sincere.
متضاد: insincere
مشابه: dear, deep, devout, earnest, solemn

- He expressed heartfelt gratitude to all those who had helped him.
[ترجمه ترگمان] از همه کسانی که به او کمک کرده بودند سپاسگزاری کرد
[ترجمه گوگل] او از همه کسانی که به او کمک کرده بود ابراز قدردانی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه heartfelt در جمله های نمونه

1. please accept my heartfelt condolences
(خواهشمندم) مراتب تسلیت صمیمانه‌ی مرا بپذیرید.

2. The family sent a heartfelt message of thanks to everyone who helped.
[ترجمه ترگمان]خانواده یک پیام صمیمانه از همه کسانی که کمک کردند فرستاد
[ترجمه گوگل]خانواده از هر کسی که به شما کمک می کند، از شما تشکر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Our heartfelt sympathy goes out to the victims of the war.
[ترجمه ترگمان]همدردی قلبی ما به قربانیان جنگ خواهد رفت
[ترجمه گوگل]همدردی دلیرانه ما به قربانیان جنگ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The album is a heartfelt cry, redolent of a time before radio and television.
[ترجمه ترگمان]آلبوم از صمیم قلب گریه می‌کند، یک زمان قبل از رادیو و تلویزیون
[ترجمه گوگل]این آلبوم یک گریه جدی است و از زمان پخش رادیو و تلویزیون است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. My heartfelt sympathy goes out to all the relatives.
[ترجمه ترگمان]هم ...

مترادف heartfelt

خالص (صفت)
absolute , sheer , net , pure , genuine , solid , sincere , downright , heartfelt , veridical , virginal , unmixed , simon-pure , unalloyed , unadulterated
صمیمی (صفت)
near , frank , real , cordial , sincere , loving , warm , privy , candid , big-hearted , intimate , heartfelt , unaffected , hearty , chummy , heart-to-heart , whole-hearted , true-hearted
بی ریا (صفت)
naive , sincere , candid , heartfelt , unaffected , naif , single-hearted , true-hearted
قلبی (صفت)
sincere , candid , heartfelt , hearty
از روی صمیمیت (صفت)
heartfelt

معنی کلمه heartfelt به انگلیسی

heartfelt
• deeply felt, sincere, earnest
• you use heartfelt to indicate that someone feels or believes something deeply and sincerely.
heartfelt thanks
• genuine thanks, sincere expression of gratefulness

heartfelt را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسام مهدوی
از صمیم قلب
shiva_sisi‌
خالص، صمیمی، بی ریا، قلبی، از روی صمیمیت
مهسا
حسرت قلبي
wearing heartfelt love for connection of illegiltate sex
حسرت عشق شديد قلبي بخاطر ارتباط سكس نامشروع💔
میلاد علی پور
صادقانه، مصمم، بدونِ تعارف، رک و پوست کنده
اذر جهنمي
Take your heartfelt love for yourself and your husband
كثاوت اشغلل از خود در آوردي فال شمعي رو واس خودت و شوهرت نگه دار
آرمان
صمیمانه
روشنک درخشانی
I have heartfelt confidence in your ideas and clever way of thinking
به ایده های و طرز فکر هوشمندانه شما اطمینان قلبی در تحققش دارم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی heartfelt
کلمه : heartfelt
املای فارسی : هیرتفلت
اشتباه تایپی : اثشقفبثمف
عکس heartfelt : در گوگل

آیا معنی heartfelt مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )