برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1285 100 1

hepatectomy


(جراحی - بریدن همه یا بخشی از کبد) کبدبرداری، جگربرداری

بررسی کلمه hepatectomy

اسم ( noun )
حالات: hepatectomies
• : تعریف: removal of all or part of the liver by surgery.

واژه hepatectomy در جمله های نمونه

1. Seventy percent hepatectomy was performed as described by Higgins and Anderson under ether anaesthetic.
[ترجمه ترگمان]هفتاد درصد از آن‌ها توسط هیگینز و اندرسون تحت یک داروی بی‌هوشی مورد استفاده قرار گرفتند
[ترجمه گوگل]هفتاد درصد هپاتکتومی به روش Higgins و Anderson تحت بی حسی اتر توصیف شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Objective Debridement hepatectomy for severe hepatic injury was performed to stop bleeding.
[ترجمه ترگمان]Objective debridement (hepatectomy hepatectomy)برای آسیب شدید کبدی، برای توقف خونریزی انجام شد
[ترجمه گوگل]هدف: هپاتکتومی دبریدمان برای آسیب شدید کبدی به منظور توقف خونریزی انجام شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. CONCLUSIONS: Mild hepatic steatosis is cleared immediately after hepatectomy, and early regeneration power is impaired, but the long-term regenerative power is comparable.
[ترجمه ترگمان]نتیجه‌گیری: steatosis در کبد به سرعت بعد از hepatectomy تخلیه می‌شود و قدرت تجدید حیات اولیه کم است، اما قدرت احیا کننده طولانی‌مدت قابل‌مقایسه است
[ترجمه گوگل]نتيجه گيري: استئاتوز کبد خفيف بلافاصله بعد از هپاتکتومي پاکسازي مي شود و قدرت بازيابي اوليه کاهش مي يابد، اما قدرت بازسازي درازمدت قابل مقايسه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر ...

معنی کلمه hepatectomy به انگلیسی

hepatectomy
• surgical removal of all or part of the liver

hepatectomy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hepatectomy
کلمه : hepatectomy
املای فارسی : هپتکتمی
اشتباه تایپی : اثحشفثزفخئغ
عکس hepatectomy : در گوگل

آیا معنی hepatectomy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )