انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1101 100 1

heretical

تلفظ heretical
تلفظ heretical به آمریکایی/həˈretɪkəl/ تلفظ heretical به انگلیسی/hɪˈretɪkəl/

وابسته به ارتداد و مرتدها، وی ستودین، کژآئینانه، رافضی، مبنی برفساد، بدعت امیز

بررسی کلمه heretical

صفت ( adjective )
• : تعریف: of, relating to, or characteristic of an opinion or belief that challenges deeply established social, political, or religious views.
متضاد: orthodox
مشابه: renegade

- The notion that the Earth revolved around the sun was at one time considered heretical.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این تصور که زمین دور خورشید می‌چرخید در یک زمان بدعت تلقی می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این مفهوم که زمین در اطراف خورشید چرخیده بود، در یک زمان به عنوان کبریتی در نظر گرفته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه heretical در جمله های نمونه

1. heretical opinions
ترجمه اندیشه‌های ارتدادآمیز

2. I made the then heretical suggestion that it might be cheaper to design new machines.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیشنهاد کردم که طراحی ماشین‌های جدید ارزان‌تر باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من پیشنهاد پیشنهاد جنجالی مبنی بر اینکه ارزانتر طراحی ماشین های جدید است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. But among sociologists and psychologists it is heretical nonsense.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما در میان جامعه شناسان و روانشناسان nonsense بدعت آمیز است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما در میان جامعه شناسان و روانشناسان، این مزخرفات کورکورانه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Although his proposal of plural worlds was considered heretical, it is difficult to believe it was that which determined his fate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگرچه پیشنهاد او از جهان‌های جمع کفرآمیز تلقی می‌شد، اما باور کردن آن سخت بود که سرنوشت او را تعیین می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر چه پیشنهاد او از دنیای چندگانه به عنوان جبری در نظر گرفته شده است، دشوار است به اعتقاد آن این بود که سرنوشت او را تعیین کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Refusing to recant his doctrines as heretical, he was condemned to be burnt at the stake at Konstanz.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امتناع از انکار عقاید خود به عنوان بدعت، محکوم به سوزاندن در the در Konstanz بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از دادن مدارک خود به عنوان یتیم، از او محروم شد و در کنستانس سوزانده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. This is not as heretical a suggestion as it might seem at first sight.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این به آن اندازه که در نظر اول به نظر می‌رسد بدعت آمیز نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این همان چیزی است که در ابتدا به نظر می رسد، به عنوان یتیم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Its thought influenced many heretical West-European sects, such as the Kathars in the Middle Ages, who were fiercely persecuted, and mystics as Jacob Boehme (1575-16
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اندیشه‌های آن بر بسیاری از فرقه‌های heretical غربی، مانند the در قرون‌وسطی، که به شدت مورد آزار و اذیت و mystics بودند قرار گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این اندیشه بر بسیاری از فرقه های اروپایی غربی، مانند کاترز در قرون وسطی، که به شدت مورد آزار و اذیت قرار گرفته بودند، تحت تاثیر قرار گرفت و عارفان به عنوان یعقوب بئمه (1575-16)
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Most blind beliefs in heretical ideas and various taboos originate in some religious mentality.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از باورهای کور در عقاید کفرآمیز و تابوهای مختلف از برخی ذهنیت مذهبی سرچشمه می‌گیرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اکثر باورهای کور در ایده های کورکورانه و طوف های مختلف در برخی از ذهنیت های مذهبی بوجود می آیند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. A theodicy can be seen as heretical or even blasphemous for the simple reason that it -- think of what it assumes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک theodicy را می توان به عنوان یک بدعت تلقی کرد و یا حتی برای این دلیل ساده که آن - - به آنچه که فکر می‌کند، فکر می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک تئودیتی را می توان به عنوان یتیم یا حتی کفرآمیز به دلیل ساده بودن آن مشاهده کرد - به آنچه که تصور می شود فکر می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Mr Brown's message is about as heretical as you can get.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیام آقای براون به اندازه شما heretical است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیام آقای براون، همانطور که شما می توانید دریافت کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I keep a library of tomes - heretical, exegetical, hermeneutical and pharmaceutical.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من یک کتابخانه از tomes، تفسیری، تفسیری، hermeneutical و داروسازی دارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من یک کتابخانه ای از تامس را نگه می دارم - جبرئیل، اژه ای، هرمنوتیک و دارویی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Denial of this is considered heretical by Catholics and Eastern Orthodox ( and Evangelicals ) alike.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انکار این موضوع از سوی کاتولیک‌ها و ارتدوکس شرقی (و Evangelicals)به نظر می‌رسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انکار اینها توسط کاتولیک ها و ارتدوکس شرقی (و انجیل ها) به طور یکسان جبری می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. It was oppposed as worthless and even heretical.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کتاب به همان اندازه بی‌ارزش و حتی بدعت آمیز بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آن را به عنوان بی ارزش و حتی اهریمنی مخالف
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The heretical thought would be unpunished, unrepented, out of their reach for ever.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این اندیشه کفرآمیز که از دسترس آنان خارج می‌شد، بی مجازات باقی می‌ماند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اندیشه های حماسی، بدون مجازات، بدون رعب و وحشت، برای همیشه در دسترس نخواهند بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Many of official doctrines are heretical.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از اصول رسمی بدعت آمیز هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از آموزه های رسمی جبری هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه heretical به انگلیسی

heretical
• of or pertaining to heresy; unorthodox, radical, dissident

heretical را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محدثه فرومدی ١٩:١٦ - ١٣٩٨/٠٩/٠١
ارتدادی
heretical movements =جنبش‌های ارتدادی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی heretical
کلمه : heretical
املای فارسی : هرتیکل
اشتباه تایپی : اثقثفهزشم
عکس heretical : در گوگل


آیا معنی heretical مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )