برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1284 100 1

hesitation

/ˌhezəˈteɪʃn̩/ /ˌhezɪˈteɪʃn̩/

معنی: دو دلی، تامل، درنگ
معانی دیگر: تردید، مولش، مکث

بررسی کلمه hesitation

اسم ( noun )
• : تعریف: the act or state of hesitating.
متضاد: assurance
مشابه: falter

واژه hesitation در جمله های نمونه

1. her hesitation demonstrated her distrust
تردید او حکایت از عدم اعتماد او می‌کرد (دودلی او نشانگر بی‌اعتمادیش بود).

2. her hesitation springs from fear
تردید او ناشی از ترس است.

3. he spoke on without hesitation
او بدون تردید به صحبت ادامه داد.

4. a zone of uncertainty and hesitation
دامنه‌ی عدم اطمینان و تردید

5. he was assailed by doubt and hesitation
شک و تردید وجودش را فرا گرفت.

6. there is no room even for one moment of hesitation
جای یک لحظه تردید هم نیست

7. There was a momentary hesitation before he replied.
[ترجمه ترگمان]لحظه‌ای درنگ کرد و در جواب گفت:
[ترجمه گوگل]قبل از اینکه او پاسخ دهد، یک تردید لحظه ای وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. She agreed without the slightest hesitation.
[ترجمه ترگمان]او بدون ذره‌ای تردید موافقت کرد
[ترجمه گوگل]بدون کوچکترین تردید موافقت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف hesitation

دو دلی (اسم)
acatalepsy , hesitance , indecision , vacillation , doubt , hesitancy , hesitation
تامل (اسم)
indecision , deliberation , advisement , reflection , contemplation , hesitation
درنگ (اسم)
pause , halt , hesitance , hesitancy , hesitation , haw , tarry , tarriance

معنی کلمه hesitation به انگلیسی

hesitation
• hesitating, pausing; stammering, faltering
without hesitation
• without thinking twice, with complete confidence, in a sure and definite manner

hesitation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

گلی افجه
تاخیر
درنگ , تردید ,
سجاد صالحی
شک و تردید، دو دلی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hesitation
کلمه : hesitation
املای فارسی : هسیتتین
اشتباه تایپی : اثسهفشفهخد
عکس hesitation : در گوگل

آیا معنی hesitation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )