برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1287 100 1

hike

/ˈhaɪk/ /haɪk/

معنی: گردش، پیاده روی، مبلغ را بالا بردن
معانی دیگر: راه پیمایی کردن، رهنوردی کردن، پیاده روی کردن، بالا کشیدن، بالا انداختن، بلند کردن و انداختن، قیمت را بالا بردن، (هر چیزی را) بالا بردن، پیاده روی (برای ورزش یا تفریح)، پی سپاری، گلگشت، گام زنی، (قیمت و مزد و غیره) افزایش، بالا روی

بررسی کلمه hike

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: hikes, hiking, hiked
(1) تعریف: to take a long walk, esp. in the country or through rugged terrain, as for enjoyment, exercise, or training.

(2) تعریف: to become raised and usu. not properly aligned, as a piece of clothing (often fol. by up).

- Her skirt hiked up.
[ترجمه ترگمان] دامنش بالا رفته بود
[ترجمه گوگل] دامن او بلند شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
(1) تعریف: to make higher, as in price or amount.
مشابه: boost

- They hiked gasoline prices.
[ترجمه ترگمان] قیمت بنزین را افزایش دادند
[ترجمه گوگل] آنها قیمت بنزین را افزایش دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to pull suddenly, esp. in order to align properly (often fol. by up).
مشابه: hitch

- He hiked up his slacks.
[ترجمه ترگمان] شلوارش را با ...

واژه hike در جمله های نمونه

1. our hike to passghal'eh was pleasant
پیاده روی ما به پس قلعه دلپذیر بود.

2. a price hike
بالا بردن قیمت‌ها

3. a wage hike
بالا بردن مزدها

4. we began our hike in a blinding blizzard
در بوران کورکننده‌ای پیاده‌روی خود را آغاز کردیم.

5. parvin was unwilling to rise and renew her hike
پروین تمایلی به برخاستن و از سر گرفتن پیاده‌روی خود نداشت.

6. They went on a ten-mile hike through the forest.
[ترجمه ترگمان]اونا حدود ۱۰ مایل پیاده‌روی تو جنگل رفتن
[ترجمه گوگل]آنها از طریق جنگل پیاده روی ده مایلی رفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Did you cover much ground on the hike?
[ترجمه ترگمان]زمین پیاده‌روی زیادی رو پوشش دادی؟
[ترجمه گوگل]آیا زمین زیادی را در قله تکان دادی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The boys have gone on a long hike with the Boy Scouts.
[ترجمه ترگمان]بچه‌ها با پسران پیشاهنگ پیاده‌روی کرده‌اند
[ترجمه ...

مترادف hike

گردش (اسم)
flow , progress , operation , movement , travel , period , airing , circulation , turn , excursion , twirl , paseo , revolution , promenade , race , wrest , canter , roll , trip , circuit , circumvolution , itineracy , itinerancy , stroll , saunter , gyration , hike , jaunt , meander , nutation
پیاده روی (اسم)
pedestrianism , hump , hike
مبلغ را بالا بردن (فعل)
hike

معنی hike در دیکشنری تخصصی

hike
[کوه نوردی] راهپیمایی

معنی کلمه hike به انگلیسی

hike
• long walk, march, trip; increase, raise (as in wages)
• make a long journey by foot, walk or march over long distances, trek, backpack; make higher, increase (i.e. prices)
• a hike in prices, wages, or interest rates is a large increase in them.
• a hike is a long walk in the country.
• if you hike, you go on long country walks for pleasure.
hitch hike
• journey made by hitchhiking
• if you hitch-hike, you travel by getting lifts from passing vehicles without paying.
price hike
• rise in price, price increase
take a hike
• go away, get out of here, scram

hike را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد خ1
پاس دادن
آرمین مظاهری
پیاده روی طولانی (کوه، جنگل و ...)
P
پیاده زوی
محمدحسین سرپناه
پیاده روی در جنگل یا کوه یا....
مریم رمضانی
بالا بردن قیمت
hamid
با لا رفتن یا بالا کشیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hike
کلمه : hike
املای فارسی : هایک
اشتباه تایپی : اهنث
عکس hike : در گوگل

آیا معنی hike مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )