برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1287 100 1

hit it off

/hɪt ɪt ɔf/ /hɪt ɪt ɒf/

(عامیانه) مجذوب یکدیگر شدن، با هم اخت شدن، از هم خوش آمدن

واژه hit it off در جمله های نمونه

1. These children hit it off well in the kindergarten.
[ترجمه علی ماشا اله زاده] این بچه ها خوب با هم اخت شدند در مهد کودک
|
[ترجمه ترگمان]این کودکان در مهد کودک به آن ضربه می‌زنند
[ترجمه گوگل]این بچه ها در مهد کودک به خوبی کار می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I didn't really hit it off with his friends.
[ترجمه علی ماشا اله زاده] من واقعا اخت نشدم با دوستاش
|
[ترجمه ترگمان]من واقعا با دوستاش تصادف نکردم
[ترجمه گوگل]من واقعا با دوستانم برخورد نکردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They hit it off straight away, Daddy and Walter.
...

معنی کلمه hit it off به انگلیسی

hit it off
• get along well, be compatible for one another

hit it off را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا خسروی
با یکدیگر گرم گرفتن، دوست شدن
Babak Khorramkhorshid
با هم بر خوردن ،با هم اجین شدن،تو دل هم رفتن مثال تا دیدمت رفتی تو دلم ،مهرت به دلم نشست ،
a.r
:(hit it off (with sb
inf. quickly form or have a good relationship with sb
feel a liking for
be friendly with
to get along well together
to like sb and become friendly immediately
رضا برزگری
از کسی خوشتان آمدن (.I knew you’d hit it off with Mike)
حسن امامی
مهر کسی به دل مشستن تو اولین دیدار
how was your date?
It was great! we really hit it off
قرار تون چطور بود؟ عالی بود ما واقعا از هم خوشمون اومد (مهرمون به دل هم نشست)
Mahdis.Rahimi
become freinds quickly
ابراهيم
become friends quickly
z
Become friendly quickly

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hit it off
کلمه : hit it off
املای فارسی : هئت ایت آاف
اشتباه تایپی : اهف هف خبب
عکس hit it off : در گوگل

آیا معنی hit it off مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )