برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1291 100 1

hit on


کشف کردن، (ناگهان) حل کردن (مشکل یا مسئله ای را)، به فکر افتادن

معنی کلمه hit on به انگلیسی

hit on
• pay uninvited and generally unwanted sexual attention to a person

hit on را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد خ1
hit on somebody مخ زدن کسی
آسا
مترادف با Flirting with ، لاس زدن،
Ali
کسی را تور کردن(عامیانه)
علی سیریزی
مخ زدن و توی تور کردن
Zara
نخ دادن😅
fati
مخ زدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hit on
کلمه : hit on
املای فارسی : هئت اون
اشتباه تایپی : اهف خد
عکس hit on : در گوگل

آیا معنی hit on مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )