برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1352 100 1

hitchhiking

معنی کلمه hitchhiking به انگلیسی

hitchhiking
• traveling by soliciting rides from passing vehicles
hitchhiking station
• pick-up stop, station on the side of a road from which it is acceptable to secure rides

hitchhiking را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهداد بيات
مسافر سوار كردن، تاكسي گرفتن، اتو زدن
mohammadreza
قصد و نیت کمک خواستن
Sarah habibian
اتو زدن. کنار جاده ، هر ماشینی را سوار شدن
آرش
مجانی سواری گرفتن ( معمولا از ترن یا وسایل نقلیه عبوری )
نزدیکترین معنی میباشد .
Nima
ماشین تو ر اهی(عبوری) سوار شدن
میلاد علی پور
مسافر توراهی را سوار کردن، مسافر سرراهی سوار کردن، (سوار کردن افرادی که در جاده می ایستند و دست را به علامت لایک نگه می دارند تا راننده آنها را به رایگان تا مسیری برساند)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی hitchhiking مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )