انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 986 100 1

holistic

تلفظ holistic
تلفظ holistic به آمریکایی/hoʊˈlɪstɪk/ تلفظ holistic به انگلیسی/həʊˈlɪstɪk/

وابسته به سازواره های همبسته، همه جانبه، کامل و همبسته، همادین، تمام گرانه، کل گرا، وابسته به همادگرایی (کل گرایی)

بررسی کلمه holistic

صفت ( adjective )
مشتقات: holistically (adv.)
(1) تعریف: handling or dealing with an entity in its entirety or wholeness rather than with emphasis on its parts or various aspects.

- At our clinic, we take a holistic view of human beings and treat both physical and emotional aspects of illness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] در کلینیک ما، ما یک دیدگاه جامع از انسان‌ها را در نظر می‌گیریم و هم جنبه‌های فیزیکی و هم عاطفی بیماری را درمان می‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] در کلینیک ما، دیدگاه جامع از انسان ها را می گیریم و هر دو جنبه های جسمی و عاطفی بیماری را درمان می کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The academy strives to provide holistic education for its students.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این آکادمی می‌کوشد تا آموزش کل نگرانه را برای دانش آموزان خود فراهم کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این آکادمی تلاش می کند آموزش های جامع برای دانش آموزان خود ارائه دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: of or relating to holism.

واژه holistic در جمله های نمونه

1. holistic health care
ترجمه بهداشت همادین

2. My doctor takes a holistic approach to disease.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پزشک من یک رویکرد جامع نسبت به بیماری دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دکتر من یک رویکرد جامع برای بیماری دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Ecological problems usually require holistic solutions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مشکلات زیست‌محیطی معمولا نیازمند راه‌حل‌های جامع هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مشکلات زیست محیطی معمولا نیاز به راه حل جامع دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. She took her son to holistic and psychic healers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او پسرش را به طبیبان سنتی و روانی برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او پسر خود را به شفا دهنده های کلی و روانی برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The second axiom of holistic medicine is that each person is unique and each program must be individualized.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اصل کلی طب جامع این است که هر فرد منحصر به فرد است و هر برنامه باید فردی باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اصل دوم پزشکی جامع این است که هر فرد منحصر به فرد است و هر برنامه باید فردی باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. We are developing a holistic model of nursing care directly based on Maslow's hierarchy of needs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما در حال توسعه یک مدل جامع از مراقبت‌های پرستاری است که مستقیما بر مبنای سلسله‌مراتب نیازهای مزلو می‌باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در حال توسعه یک مدل جامع مراقبت پرستاری مستقر بر سلسله مراتب نیازهای ملاول هستیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The philosophy of homeopathy is based on the holistic idea that the mental and physical realms are inseparable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فلسفه of بر این ایده جامع استوار است که قلمرو ذهنی و ذهنی جدایی‌ناپذیر هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فلسفه هومیوپاتی مبتنی بر ایده کلی است که قلمروهای ذهنی و فیزیکی جدایی ناپذیر هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The course aims to develop in students a holistic approach to design.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هدف از این دوره توسعه در دانش آموزان یک رویکرد جامع برای طراحی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هدف این دوره در طراحی دانشجویان یک رویکرد جامع برای طراحی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. That can not be promised here, though a holistic perspective is taken on literary stylistics in addressing science fiction.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این موضوع را نمی توان در اینجا به شما وعده داد، اگرچه یک دیدگاه جامع بر سبک‌شناسی ادبی در پرداختن به داستان علمی‌تخیلی صورت‌گرفته است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در اینجا نمی توان به آن قول داد، هرچند یک دیدگاه کلیدی در سبک شناسی ادبی در زمینه علم تخیلی گرفته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. They give a more holistic understanding than resources such as reference manuals, which emphasize syntax and rules.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها درک جامع تری نسبت به منابعی مانند راهنمای مرجع، که بر نحو و قواعد تاکید دارند، ارایه می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها فهم جامعتری از منابع مانند دستورالعمل های مرجع دارند که بر نحو و قوانین تأکید دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Holistic aromatherapy, in common with other holistic therapies, demands a great deal of commitment from yourself.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]aromatherapy جامع، که با درمان‌های جامع دیگر مشترک است، نیازمند تعهد بسیار زیادی از خودتان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آروماتراپی جامع، با سایر درمان های جامع، تقاضای تعهد زیادی از خود را دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The various techniques within the holistic orientation bear witness that the bodymind is a balanced system of energy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تکنیک‌های مختلف درون جهت گیری کل نگرانه، شاهد هستند که the یک سیستم متعادل از انرژی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تکنیک های مختلف در جهت گیری جامع نشان می دهد که بدن یک سیستم متعادل انرژی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Also it promotes that holistic sense of the whole of life's experience being brought into harmony, including the discords.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هم چنین آن حس جامع کل تجربه زندگی را به هماهنگی، از جمله ناهماهنگی صداها، ارتقا می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همچنین آن را ترویج این حس کلی از کل تجربه زندگی به هماهنگی، از جمله اختلافات
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. As another example of its long-standing holistic view of quality management, Motorola has extended this same focus to its non-manufacturing areas.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موتورولا به عنوان نمونه دیگری از دیدگاه جامع - از مدیریت کیفیت، همین تمرکز را بر مناطق غیر تولیدی خود گسترش داده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به عنوان مثال دیگر از دیدگاه جامع و طولانی مدت مدیریت مدیریت کیفیت، موتورولا این تمرکز را به مناطق غیر تولیدی خود گسترش داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی holistic در دیکشنری تخصصی

[صنعت] کل نگر، جامع نگر، تمرکز بر روی ارتباط بین قسمت ها به عنوان بخشی از کل.

معنی کلمه holistic به انگلیسی

holistic
• of or pertaining to holism; focusing on the connection between parts of a whole; dealing with wholeness rather than focusing on its parts or different sides or viewpoints
• holistic means based on the principles of holism.
holistic medicine
• approach to medicine which emphasizes treating the person as a whole and and stressing the patient's role in health care through positive attitude proper diet and exercise

holistic را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی holistic

سعید صفاری مقدم ١٢:٤٨ - ١٣٩٧/١٠/٠٨
از تمام زوایا، جامع، همه جانبه
|

ebitaheri@gmail.com ٢٣:٤٧ - ١٣٩٨/٠٤/٠٥
همه‌جانبه‌گرا ، همه‌جانبه‌نگر
|

پیشنهاد شما درباره معنی holistic



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی holistic
کلمه : holistic
املای فارسی : هلیستیک
اشتباه تایپی : اخمهسفهز
عکس holistic : در گوگل


آیا معنی holistic مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )