برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1281 100 1

holy grail


رجوع شود به: grail

بررسی کلمه holy grail

اسم ( noun )
• : تعریف: see Grail.

واژه holy grail در جمله های نمونه

1. Nuclear fusion is the Holy Grail of energy production.
[ترجمه ترگمان]همجوشی هسته‌ای جام مقدس تولید انرژی است
[ترجمه گوگل]همجوشی هسته ای مقبره تولید انرژی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Sustained nuclear fusion is the holy grail of the power industry.
[ترجمه ترگمان]واکنش هسته‌ای مداوم، جام مقدس صنعت برق است
[ترجمه گوگل]همجوشی هسته ای پایدار گرمی مقدس صنعت برق است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The discovery is being hailed as The Holy Grail of astronomy.
[ترجمه ترگمان]این کشف به عنوان جام مقدس نجوم مورد ستایش قرار گرفته‌است
[ترجمه گوگل]این کشف به عنوان The Gray Holy Grail از ستاره شناخته می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Others sought the Holy Grail, Dad stalked the earth in pursuit of the perfect pyjama.
[ترجمه ترگمان]چند نفر دیگر جام مقدس را جستجو کردند و پدر با تعقیب کردن بهترین pyjama به زمین قدم گذاشت
[ترجمه گوگل]دیگران به دنبال گریل مقدس بودند، پدر بر روی زمین برای پیاده روی کامل تلاش کرد ...

holy grail را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعيد
آرزوي دست نيافتني
سعيد
آرزوي دست نيافتني
دهقان
جام مقدّس
اکرم هادی‌نژاد
Emitting light from silicon has been the Holy Grail in the microelectronics industry for decades.
برای چندین دهه، ساطع کردن نور از سیلیکون در صنعت میکروالکترونیک، هدفی تحقق نیافتنی بوده است.
زهرا
نام یک زن مقدس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی holy grail
کلمه : holy grail
املای فارسی : هولی گریل
اشتباه تایپی : اخمغ لقشهم
عکس holy grail : در گوگل

آیا معنی holy grail مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )