انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 987 100 1

homogenize

تلفظ homogenize
تلفظ homogenize به آمریکایی/hoˈmɑːdʒəˌnaɪz/ تلفظ homogenize به انگلیسی/həˈmɒdʒɪnaɪz/

معنی: یکجور و هم جنس کردن
معانی دیگر: (همگن کردن شیر بطوریکه کره و چربی آن به طور متساوی پخش باشد و رو نیاید) هموژنیزه کردن، یکدست کردن، همگونه کردن، متجانس کردن

بررسی کلمه homogenize

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: homogenizes, homogenizing, homogenized
مشتقات: homogenization (n.), homogenizer (n.)
(1) تعریف: to make the same throughout in structure, nature, or consistency; make homogeneous.
متضاد: diversify

(2) تعریف: to break up and distribute evenly the particles of fat in (milk).

واژه homogenize در جمله های نمونه

1. The two liquids homogenized in the blender.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دوتا مایعات توی مخلوط‌کن مونده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دو مایعات در مخلوط کن همگن شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Even Brussels bureaucrats can't homogenize national cultures and tastes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حتی دادگاه‌های بروکسل هم نمی‌توانند فرهنگ‌ها و سلیقه‌های ملی را با هم هماهنگ کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حتی بوروکراتهای بروکسل هم نمیتوانند فرهنگ و سلیقه ملی را هماهنگ کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The industrial trades are now being homogenized, and it is a general trend.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شرکت‌های صنعتی در حال حاضر با یکدیگر متحد شده‌اند و این یک گرایش کلی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]معاملات صنعتی اکنون همگن هستند و این یک روند کلی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The personnel of the state apparatus have become homogenized into a distinct social group whose backgrounds have become increasingly similar.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پرسنل دستگاه دولتی با یک گروه اجتماعی متمایز هماهنگ شده‌اند که پیشینه آن‌ها به طور فزاینده‌ای شبیه هم شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پرسنل دستگاه دولتی همگن شده اند به یک گروه اجتماعی متمایز که پیشینه آنها به طور فزاینده ای مشابه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Homogenized milk has been mechanically treated to break fat globules into minute particles and disperse them throughout the milk.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شیر homogenized به صورت مکانیکی گلبول‌های چربی را به ذرات دقیقه تبدیل می‌کند و آن‌ها را در طول شیر پراکنده می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شیر هموگنش شده به صورت مکانیکی برای شکستن گلبولهای چربی به ذرات جزئی تبدیل شده و آنها را در سراسر شیر پراکنده می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The American landscape is being homogenized by malls and fast-food restaurants.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چشم‌انداز آمریکا با مراکز خرید و رستوران‌های فست فود ساخته شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چشم انداز آمریكا در بازارها و رستوران های فست فود هماهنگ است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. I'm against a homogenized society, because I want the cream to rise. Robert Frost
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من مخالف یک جامعه یکدست و یکدست هستم، چون می‌خواهم کرم بالا برود رابرت فراست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من علیه یک جامعه همگن هستم، زیرا می خواهم کرم بزرگ شود رابرت فریست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Other methods of genetic purification can homogenize a DNA sequence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روش‌های دیگر تصفیه ژنتیکی می‌تواند یک دنباله DNA را homogenize کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روش های دیگر تصفیه ژنتیکی می تواند توالی DNA را هماهنگ کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Evaporated milk is sterilized homogenized milk that has been reduced in volume by about 60 percent loss of water.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شیر evaporated با شیر خشک استریل استریل می‌شود که در حجم با حدود ۶۰ درصد از دست دادن آب کاهش پیدا کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شیر تخلیه شیر هموژنیزه استریل شده است که در حدود 60 درصد از دست دادن آب کاهش یافته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. In larger cities, ties to the land are less important and homogenizing influences have a greater impact.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در شهرهای بزرگ‌تر، ارتباط با زمین از اهمیت کمتری برخوردار است و تاثیرات homogenizing تاثیر بیشتری دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در شهرهای بزرگ، روابط با زمین کمتر اهمیت دارند و تأثیرات همگن شدن تاثیر بیشتری دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. In effect, the networks became homogenized as anchors and reporters switched call letters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در واقع، شبکه‌ها به عنوان anchors و گزارشگران به حروف فراخوانی تغییر داده شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در واقع شبکه ها به عنوان مجریان و خبرنگاران نامه های تلفنی را همگن شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Everything sized up, homogenized and evaluated before you even see it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه چیز به اندازه قبل از اینکه شما حتی آن را ببینید، ارزیابی و ارزیابی می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همه چیز را اندازه گیری، همگن و ارزیابی قبل از اینکه شما حتی آن را ببینید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Data warehouse ( DW ) can homogenize isomeric data and has a complex analysis function.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انبار داده (DW)می‌تواند داده‌های ایزومری را یک‌سان کند و دارای یک تابع تحلیلی پیچیده باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انبار داده (DW) می تواند اطلاعات ایزومری را هماهنگ کند و دارای یک تابع تجزیه و تحلیل پیچیده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Distributive mixing is empolyed to homogenize the polymer melt . Distributive mixing relis on high polymer strain rates.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مخلوط کردن مخلوط پلی مر با مخلوط کردن مواد مذاب پلی مر empolyed می‌شود Distributive mixing با نرخ کرنش polymer بالا
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مخلوط توزیعی برای همگن سازی ذوب پلیمر به کار می رود مخلوط توزیع بر روی مقادیر بالای بافت پلیمری
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The treatment may homogenize, densify microstructure, and further more improve the surface corrosion resistance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این عملیات ممکن است microstructure و ریزساختار را homogenize کند و مقاومت در برابر خوردگی سطحی را بهبود بخشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]درمان ممکن است همگن، تراکم ریزساختار، و بیشتر بهبود مقاومت در برابر خوردگی سطح
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف homogenize

یکجور و هم جنس کردن (فعل)
homogenize

معنی کلمه homogenize به انگلیسی

homogenize
• blend dissimilar elements; make similar, unify; equally distribute fat droplets throughout an emulsion (i.e. milk)

homogenize را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی homogenize

محدثه فرومدی ٠٤:٤٦ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
همگن سازی کردن
|

پیشنهاد شما درباره معنی homogenize



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی homogenize
کلمه : homogenize
املای فارسی : همگنیز
اشتباه تایپی : اخئخلثدهظث
عکس homogenize : در گوگل


آیا معنی homogenize مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )