برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1293 100 1

hope

/hoʊp/ /həʊp/

معنی: امید، امیدواری چشم داشت، چشم انتظاری، امیدوار بودن، پشت گرمی داشتن به، انتظار داشتن، ارزو داشتن
معانی دیگر: امیدواری، مایه ی امید، دلیل امیدواری، مایه ی آرزو، آرزو، خواست، خواسته، (قدیمی) اتکا، اعتماد، اعتماد کردن به، دلگرمی، پشتگرمی، امید داشتن (با : for)، چشمداشت داشتن، بیوسیدن، اسم خاص مونث

بررسی کلمه hope

اسم ( noun )
(1) تعریف: an optimistic sense or feeling that events will turn out well.
مترادف: anticipation, expectancy, optimism
متضاد: despair
مشابه: aspiration, assurance, confidence, expectation, faith

- As the tide of war began to turn in our favor, we once again had hope.
[ترجمه ترگمان] چون جزر و مد جنگ به نفع ما شروع به تغییر کرد، ما یک‌بار دیگر امید داشتیم
[ترجمه گوگل] همانطور که جریان جنگ شروع به به نفع ما کرد، ما بار دیگر امیدوار بودیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a longing for something; desire.
مترادف: desire, wish
مشابه: ambition, aspiration, craving, dream, longing, mind, yearning, yen

- It was their hope that their son would become a surgeon.
[ترجمه ترگمان] این امید آن‌ها بود که پسرشان تبدیل به جراح شود
[ترجمه گوگل] این امید آنها بود که پسرش جراح تبدیل شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: the source of, or focal point for, that which is wished or desired.
متضاد: despair
مشابه: ambition, desire, dream, expectation, possibility, promise, pro ...

واژه hope در جمله های نمونه

1. hope revived in him
امید در او زنده شد.

2. hope against hope
سخت امیدوار بودن،(علیرغم نگرانی) امید داشتن

3. hope for the best
نفوس بد نزدن،(علیرغم دشواری‌ها) امیدوار بودن

4. his hope of getting married and having children was no more than a mirage
امید زن گرفتن و بچه‌دار شدن او سرابی بیش نبود.

5. humanity's hope for survival
امید بشر به بقا

6. i hope he keeps from making the same mistake!
امیدوارم همین اشتباه را تکرار نکند!

7. i hope he'll let us in
امیدوارم به ما اجازه ورود بدهد.

8. i hope her cancer is operable
امیدوارم که سرطان او با عمل کردن خوب بشود.

9. i hope next time he will have enough civility not to barge in before knocking
امیدوارم بار دیگر آنقدر ادب داشته باشد که در نزده داخل نشود.

10. i hope next time you'll do a better job
امیدوارم دفعه‌ی دیگر کارت بهتر باشد.

11. i hope no child will ever predecease his father
امیدوارم هیچ فرزندی پیش از پدرش نمیرد.

12. i hope not!
امیدوارم که نه‌!

...

مترادف hope

امید (اسم)
trust , expectancy , expectance , hope
امیدواری چشم داشت (اسم)
hope
چشم انتظاری (اسم)
hope
امیدوار بودن (فعل)
hope
پشت گرمی داشتن به (فعل)
hope
انتظار داشتن (فعل)
await , attend , hold forth , anticipate , expect , envisage , hope
ارزو داشتن (فعل)
wish , aspire , hope

معنی عبارات مرتبط با hope به فارسی

سخت امیدوار بودن، (علیرغم نگرانی) امید داشتن
صندوق جهیزیه ی دختر، جعبه ای که زن جوان جهیزیه والبسه خود را در ان میگذارد
نفوس بد نزدن، (علیرغم دشواری ها) امیدوار بودن
ناامید، مایوس
(ارتش) گروه جانباز، جان نثاران، پیش مرگان، جانبازی، (اقدام به عمل خطرناکی که احتمال موفقیت آن کم است) جان نثاری، دسته ای که قبلامامورحمله وبمباران جای محصوری میشوند، طلایه
(معمولا cape of قبل از آن می آید) دماغه ی امید، دماغه ی امیدنیک (در جنوب افریقا)، استان دماغه ی امید (در جنوب جمهوری افریقای جنوبی)
امیدوار بودن، امید داشتن
سخت امیدوار بودن، (علیرغم نگرانی) امید داشتن
هیچ باقی نمی ماندجزامید
تا جان در بدن هست امید هم هست، تا زنده هستی امیدوار باش
(کسی که انتظار می رود برای گروه یا کشور و غیره افتخار بیاورد) شکوه آور

معنی کلمه hope به انگلیسی

hope
• expectation, anticipation, wish
• wish, anticipate, expect
• if you hope that something is true or will happen, you want it to be true or to happen.
• hope is a feeling of confidence that what you want to happen might happen.
• if there is a hope of something desirable happening, there is a chance that it may happen.
• if you do something in the hope of achieving a particular thing, you do it because you want to achieve that thing.
• if something raises your hopes, it makes you feel that what you want to happen will happen.
hope against hope
• hope with little reason
hope chest
• articles gathered by a woman in preparation or anticipation for marriage; trousseau
hope fervently
• strongly desire, earnestly wish for
hope for the best
• wish for a good outcome, long for good results
hope that
• wish that, desire that
hope that helps
• i hope that is useful, i hope that is beneficial
abandon hope
• lose hope, give up
abandoning hope
• forsaking expectations
beyond hope
• hopeless, lost, a lost cause, beyond help
cape of good hope
• rocky point of land near the southern tip of africa
cherish the hope
• nurture hope, nurture expectations
entertain a hope
• continue hoping, cherish a dream
expressed his hope
• made known his expectation of something desired, expressed his wish, manifested longin ...

hope را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ghasem
امیدواری
a.r
باور/انتظار/امید/اعتقاد داشتن
to trust, expect, or believe
shiva_sisi‌
امید، امیدواری چشم داشت، چشم انتظاری، امیدوار بودن، پشت گرمی داشتن به، انتظار داشتن، ارزو داشتن
مهدیه
امیدوار بودن، چشم انتظاری
Maryam
امیدوار بودن
tinabailari
when you choose hope anything is possible
Milad
آرزو.امید.امیدواری
Matina
تمید وار بودن
yasin
امیدواری
امید
انشاالله
عسل
اميدوار
میلاد علی پور
دلخوش بودن، دلگرم بودن
مهدی گنجی
Wish
امیدوار بودن
امید داشتن
M
امید داشتن
Hanie
امیدواری
امیدوار بودن
Zari
امیدوار
Ftmh!🔥
امید وارم
Mehrab
امید وار...... توقع
marzieh
امیدواری
shiva_sisi‌
چشمم انتظآریحـ:)
shiva_sisi‌
امیدوآر بودن
M.t
امیدوار بودن
مثال:
I hope to win in the badminton race next week
tinabailari
امیدوار بودن ، امید
we hope that more woman will attend the meeting
امیدواریم که زنان بیشتری در جلسه شرکت کنند♋️
arshia
به معنی امید داشتن برای مثال زدن

hope is a dangerous thing for a boy like me to have

معنی: داشتن امید برای پسری مثل من یک چیز خطرناک است
Dana Ghaffari
پشتوانه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hope
کلمه : hope
املای فارسی : هوپ
اشتباه تایپی : اخحث
عکس hope : در گوگل

آیا معنی hope مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )