برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1328 100 1

hopeful

/ˈhoʊpfəl/ /ˈhəʊpfəl/

معنی: امیدوار، پشت گرم
معانی دیگر: آرزومند، امیدبخش، امیدوار کننده، آدمی که موفقیت او بسیار محتمل است

بررسی کلمه hopeful

صفت ( adjective )
(1) تعریف: feeling or expressing hope.
مترادف: anticipative, expectant, optimistic
متضاد: despairing, hopeless
مشابه: assured, bullish, confident, sanguine

- Winning did not seem likely, but still she was hopeful.
[ترجمه ترگمان] به نظر نمی‌رسید برنده شدن باشد، اما باز هم امیدوار بود
[ترجمه گوگل] برنده به نظر نمی رسید، اما هنوز او امیدوار بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She had hopeful thoughts about what their new life would be like in America.
[ترجمه ترگمان] او امیدوار بود که زندگی جدید آن‌ها در آمریکا چه شکلی خواهد بود
[ترجمه گوگل] او افکار امیدوارانه ای در مورد زندگی جدید خود در آمریکا داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I'm hopeful about passing the test this time.
[ترجمه ترگمان] من امیدوار هستم که این بار امتحان را رد کنم
[ترجمه گوگل] امیدوارم در حال گذراندن آزمون این بار امیدوار باشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

واژه hopeful در جمله های نمونه

1. hopeful signs
نشانه‌های امیدبخش

2. a presidential hopeful
نامزد ریاست جمهوری که به انتخاب شدن امیدوار است

3. he is hopeful about the future
او به آینده امیدوار است.

4. one of the most hopeful candidates
یکی از نامزدهایی که پیروزی آنان از همه محتمل‌تر است

5. Mr Norris said he was hopeful that his request would elicit a positive response.
[ترجمه ترگمان]آقای نوریس گفت امیدوار است که درخواست آقای کالینز جواب مثبت بدهد
[ترجمه گوگل]آقای نوریس گفت او امیدوار بود که درخواست او پاسخ مثبتی را به همراه داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Despite threats of strike action, the management remain hopeful that an agreement can be reached.
[ترجمه ترگمان]علی‌رغم تهدیدهای اقدام اعتصاب، مدیریت همچنان امیدوار است که یک توافقنامه حاصل شود
[ترجمه گوگل]با وجود تهدید به اقدامات اعتصاب، مدیریت همچنان امیدوار است که توافق حاصل شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. His audition went well and he's fairly hopeful about getting the part.
...

مترادف hopeful

امیدوار (صفت)
anticipant , hopeful , heartsome , sanguinary , sanguineous
پشت گرم (صفت)
hopeful , sure , backed

معنی کلمه hopeful به انگلیسی

hopeful
• person who shows promise of future success; one who aspires to a certain office or position, candidate
• promising, favorable; showing hope; full of hope, optimistic
• if you are hopeful, you are fairly confident that something that you want to happen will happen.
• an outcome, method, or event that is hopeful makes you feel that what you want to happen will happen.
• if you refer to someone as a hopeful, you mean that they have an ambition and it is possible that they will achieve it.
presidential hopeful
• candidate for the presidency, one who is running for president

hopeful را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Vafa
چشم انتظار
پیام آریا نژاد
I hopeful to teachering
من به معلم شدن امیدوارم.
امیررضا مبینی
پیشتاز (در انتخابات)
Hossein
خوشبختانه
اردوان طالبی
امیدوار-کاندیدا-نامزد
روشنک
You are very hopeful
This is our difference
I got tired
I tied the knot
تو خیلی امیدوار هستی
فرق ما اینه
من خسته شدم
قید پیوند رو زدم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hopeful
کلمه : hopeful
املای فارسی : هپفول
اشتباه تایپی : اخحثبعم
عکس hopeful : در گوگل

آیا معنی hopeful مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )