انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 895 100 1

بررسی کلمه hostel

اسم ( noun )
(1) تعریف: an inexpensive shelter, esp. for young people who are traveling.

(2) تعریف: an inn or hotel.
مشابه: inn, lodge, tavern
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: hostels, hosteling, hosteled
• : تعریف: to use hostels for lodging while traveling.

واژه hostel در جمله های نمونه

1. We stayed at a student hostel during the conference.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما در طی این کنفرانس در یک خوابگاه دانشجویی ماندیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در کنفرانس در خوابگاه دانشجویی اقامت داشتیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. I lived in a hostel while I was a student.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من در یک خوابگاه زندگی می‌کردم در حالی که من دانشجو بودم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حالی که دانشجو بودم در یک خوابگاه زندگی می کردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The hostel is heavily reliant upon charity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شبانه‌روزی به شدت وابسته به خیریه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این خوابگاه به شدت وابسته به خیریه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. He'd been working at the local hostel for the handicapped on a voluntary basis.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به طور داوطلبانه در محل شبانه‌روزی محلی کار می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به طور داوطلبانه در خوابگاه محلی برای معلولان مشغول به کار بوده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The hostel was packed to the rafters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خوابگاه بسته شده‌بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این خوابگاه به تپه های بسته بندی شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He was sent to a bail hostel until the case came to court.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به زندان وثیقه فرستاده شد تا زمانی که پرونده به دادگاه رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تا زمانی که پرونده به دادگاه منتقل شد، به یک گروپ وکالت محکوم شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Are you going to hostel this summer holiday?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما برای تعطیلات تابستانی به هتل می‌روید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا این تعطیلات تابستانی به خوابگاه می روید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. A youth hostel is a place where esp. young people stay when they are on a walking holiday.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هتل شبانه‌روزی جوانی است که به ویژه به ویژه در آن قرار دارد جوانان زمانی که در یک تعطیلات در حال پیاده‌روی هستند، اقامت دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک خوابگاه جوانان جایی است که اس هنگامی که آنها در تعطیلات پیاده روی هستند، جوانان باقی می مانند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The hostel is specially equipped for wheelchair access.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شبانه‌روزی به ویژه برای دسترسی به ویلچر مجهز است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این خوابگاه به خصوص برای دسترسی به صندلی چرخدار مجهز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He lives in a hostel for the homeless.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در یک مسافرخانه برای بی‌خانمان‌ها زندگی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در خوابگاه برای بی خانمان زندگی می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. My sojourn in the youth hostel was thankfully short.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اقامت من در خوابگاه جوان خیلی مختصر بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اقامت من در خوابگاه جوانان خوشبختانه کوتاه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The hostel requires full payment in advance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مسافرخانه نیاز به پیش‌پرداخت کامل دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خوابگاه نیاز به پرداخت کامل در پیشبرد دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. We provide volunteer accommodation in our hostel about Llanuwchllyn station and a free hearty lunch is available every day.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در مهمانخانه ما محل اقامت داوطلب فراهم می‌کنیم و هر روز یک ناهار آزاد رایگان در دسترس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما محل اقامت داوطلبانه در خوابگاه ما در مورد ایستگاه Llanuwchllyn ارائه می دهیم و یک ناهار دلخواه رایگان در هر روز در دسترس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. We're collecting money to build a hostel for homeless people - would you like to make a donation?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما در حال جمع‌آوری پول برای ایجاد یک خوابگاه برای افراد بی‌خانمان هستیم - آیا مایل به پرداخت پول هستید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما برای ساخت یک خوابگاه برای افراد بی خانمان جمع آوری می کنیم - آیا می خواهید یک کمک مالی بدهید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف hostel

شبانه روزی (اسم)
dormitory , hostel , hostelry
هتل (اسم)
hostel , hotel

معنی عبارات مرتبط با hostel به فارسی

(کانادا) مدرسه ی شبانه روزی دولتی برای سرخپوستان و اسکیموها
خوابگاه جوانان، هتل جوانان (ویژه ی جوانانی که با دوچرخه یا اسب و غیره به سفر می روند)، شبانه روزی جوانان، مهمانسرای جوانان

معنی کلمه hostel به انگلیسی

hostel
• guest house, inn, lodge; youth hostel; university residence where students live (british)
• a hostel is a house owned by local government authorities or charities where people can stay cheaply for a short time.
• a hostel is also the same as a youth hostel.
hostel for battered wives
• place that provides a refuge for women beaten by their husbands
hostel for new immigrants
• place where new immigrants live for a period of time after arriving in israel
youth hostel
• hotel-like establishment which provides affordable sleeping arrangements for groups of young people
• a youth hostel is a place where young people can stay cheaply when they are travelling around.

hostel را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی hostel

علي اصغر محمودي ٢٠:٢٤ - ١٣٩٧/٠٩/٠٥
خوابگاه
|

Smat ١٢:٠٨ - ١٣٩٨/٠١/٢٦
Hostel: A place where people can stay and eat fairly cheaply
Youth hostel: inexpensive accommodation for young people travelling cheaply
|

ebitaheri@gmail.com ٠٩:٣٠ - ١٣٩٨/٠٢/٢٣
مسافرسَرا

خوابگاه توراهی ، خوابگاه مسافری
|

پیشنهاد شما درباره معنی hostel



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hostel
کلمه : hostel
املای فارسی : هاستل
اشتباه تایپی : اخسفثم
عکس hostel : در گوگل


آیا معنی hostel مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )