برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1319 100 1

hotpot

واژه hotpot در جمله های نمونه

1. The Street had more hot plots than hot-pots.
[ترجمه ترگمان]خیابان به مراتب بیشتر از ظرف‌های داغ و داغ بود
[ترجمه گوگل]خیابان قطعه های گرم تر از گلدان های داغ داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Betty beheaded by hotpot ladle in freak accident.
[ترجمه ترگمان]بتی در یک تصادف عجیب با hotpot ladle سر بریده شد
[ترجمه گوگل]بتی در حوادث دمدمی مزاج هات پات سرازیر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Shabu Shabu is a smaller kind of hotpot that is perfect for one person. . .
[ترجمه ترگمان]Shabu Shabu یک نوع کوچک‌تر از hotpot است که برای یک فرد کامل است
[ترجمه گوگل]Shabu Shabu یک نوع کوچکتر از Hotpot است که برای یک فرد مناسب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Our country population is numerous, hotpot average per capita has an amount under world average level.
[ترجمه ترگمان]جمعیت کشور ما زیاد است، میانگین سرانه hotpot در سطح متوسط جهان است
[ترجمه گوگل]جمعیت کشور ما بسیار زیاد است، متوسط ​​سرانه هات پات به میزان متوسط ​​در سطح جه ...

معنی کلمه hotpot به انگلیسی

hotpot
• meat and potato stew (british)
• a hotpot is a dish made from a mixture of meat, vegetables, and gravy with sliced potatoes on top, which is cooked slowly in the oven.

hotpot را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی hotpot مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )