برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1290 100 1

hotspot

/ˈhɑːtˌspɑːt/ /ˈhɑːtˌspɑːt/

نقاط حساس ( معمولا در نرم افزارها ) که با کلیک روی آن کار خاصی انجام می‌شود

واژه hotspot در جمله های نمونه

1. But the hot-spot plume that created this island has been erupting in this way since long before the Tristanians came.
[ترجمه ترگمان]اما پری نقطه داغ که این جزیره را ایجاد کرد از مدت‌ها قبل از آمدن the فوران کرده‌است
[ترجمه گوگل]اما نقطه عطفی که این جزیره را ایجاد کرد، از این مدت طولانی قبل از اینکه تریسیان آمدند، فوران می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Doc Threadneedle was a man-sized conglomeration of hotspots.
[ترجمه ترگمان]دکتر Threadneedle از conglomeration sized بود
[ترجمه گوگل]Doc Threadneedle یک کانگومنت انسانی از نقاط مختلف بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. No one has ever imaged a hot-spot plume with seismic tomography.
[ترجمه ترگمان]هیچ‌کس تا به حال یک توده ذرات داغ با پرتونگاری لرزه‌ای را تصویر نکرده است
[ترجمه گوگل]هیچکسی تا به حال نتوانسته است با یک توموگرافی لرزه ای، یک نقطه ی نقطه ی گرم را ببیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. But while those hotspots are continuously monitored by diplomats and the media, the Chechen misery prompts nothing but a deafening silence.
...

معنی کلمه hotspot به انگلیسی

hotspot
• spot of light, beam of light; popular nightclub or entertainment site; site of ongoing warfare or political strife; place on the earth's surface where molten lava builds up under the surface

hotspot را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

لیلی
کانون
مهدی خضرلو
در یک دستگاه مثل تلفن همراه عملکرد به عنوان مودم
آریان امیاری
نقطه اتصال، کانون اتصال، مکان اتصال، نقطه اشتراک ، کانون اشتراک، مکان اشتراک
این کلمه در مخابرات/شبکه/سخت افزارها/سیستم عامل ها/نرم افزارها
در دو معنی قابل بیان است:
الف: مکان ها یا نقاط ثابت: فضاهای تعبیه شده ای که شما در مکان های عمومی مانند: معابر، حوزه های حمل و نقل عمومی، رستوران ها، کافی شاپ ها و ... می توانید به اینترنت از طریق یک اتصال محلی(مودم متصل به اینترنت) به صورت رایگان متصل شوید.
همچنین به باجه هایی که در بعضی معابر عمومی برای اتصال افراد به اینترنت از طریق اتصال بی سیم به یک مودم ایجاد شده نیز مکان اتصال یا اشتراک می گویند.
ب: نقاط یا کانون های قابل حمل: به قابلیت به اشتراک گذاری اینترنت بی سیم از طریق وسایلی مانند: لپ تاپ یا تلفن های همراه امروزی با استفاده از تکنولوژی بی سیم تعبیه شده در این دستگاه ها برای دیگران و یا دیگر وسایل را کانون یا نقطه اتصال قابل حمل گویند.
hotspos:
به مکان ها یا نقاط یا کانون هایی گفته می شود که کاربران از طریق این درگاه ها می توانند به اینترنت وصل شوند.
محمدرضا قریشی
1 مکان مهیج و مردم پسند
2 آوردگاه (محل نبرد یا رقابت)
ghazal
نقطه ی اتصال
آزاده مسعودنیا
کانون شلوغی و مرکز تجمع
(در هر مکان و هر موقعیت مورد بحث)
DANY
Conection spot
دکتر سبحان اسماعیلی
نقطه‌ی دسترسی، نقطه‌ی اتصال

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hotspot
کلمه : hotspot
املای فارسی : هتسپت
اشتباه تایپی : اخفسحخف
عکس hotspot : در گوگل

آیا معنی hotspot مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )