برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1186 100 1

hover

/ˈhəvər/ /ˈhɒvə/

معنی: منتظر شدن، پلکیدن، شناور و آویزان بودن، در تردید بودن، در حال توقف پر زدن
معانی دیگر: (در هوا معلق ماندن به ویژه نزدیک به محل بخصوصی) نگونسار بودن، دلنگان بودن، (درجا) بال زدن، (با بال های گسترده برفراز چیزی) چرخ زدن (و مترصد بودن)، (با دلواپسی یا اصرار و غیره) پرسه زدن، (در نزدیکی کسی یا چیزی) منتظر ماندن، (معمولا با : between) دودل بودن، اندروا بودن، شناور واویزان بودن

بررسی کلمه hover

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: hovers, hovering, hovered
(1) تعریف: to stay suspended in the air, often by rapid fluttering, spinning, or the like.
مشابه: drift, float, flutter, hang, waft

- The clouds hovered overhead.
[ترجمه ترگمان] ابرها بالای سرشان پرواز می‌کردند
[ترجمه گوگل] ابرها در بالای سر قرار می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to stay very near, often so as to watch closely or protectively.
مشابه: baby, hang around, mollycoddle, overprotect, protect

- He hovers over his children.
[ترجمه فرزاد زارع] او بر روی فرزندانش خیلی حساس و یا نگران و دلواپسشان است (در کل گویی از نزدیک انها را میپاید و از انها نگهداری و محافظت مینماید.)|

[ترجمه ترگمان] بالای بچه‌اش پرواز می کنه
[ترجمه گوگل] او بیش از فرزندانش می چرخد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه hover در جمله های نمونه

1. Two hawks were hover ing overhead.
[ترجمه ارغوان امیرشیبانی] دوتا شاهین در هوا معلق بودند.
|

[ترجمه ترگمان]دو باز در هوا شناور بودند
[ترجمه گوگل]دو راس بود که سربار بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Seagulls hover over the surging waves.
[ترجمه ترگمان]مرغ‌های دریایی روی امواج خروشان شناور هستند
[ترجمه گوگل]جوجه ها بر روی امواج پرانرژی حرکت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Some birds hover when they look for animals to kill on the ground.
[ترجمه ترگمان]بعضی از پرندگان هنگامی که به دنبال حیوانات برای کشتن بر روی زمین هستند در هوا معلق هستند
[ترجمه گوگل]برخی از پرندگان هنگامی که حیوانات را برای کشتن در زمین می بینند، شناورند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You don't hover round ...

مترادف hover

منتظر شدن (فعل)
abide , wait , await , hover
پلکیدن (فعل)
hover , hop , hang around , scratch along
شناور و آویزان بودن (فعل)
hover
در تردید بودن (فعل)
hover
در حال توقف پر زدن (فعل)
hover

معنی hover در دیکشنری تخصصی

hover
[برق و الکترونیک] پرواز نزدیک به زمین

معنی کلمه hover به انگلیسی

hover
• hang suspended in the air, float on air; linger in an area; waver, vacillate
• when a bird, insect, or aircraft hovers, it stays in the same position in the air.
• if someone is hovering, they are hesitating about doing something because they cannot make a decision.

hover را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ngr
در هوا معلق ماندن(مختص حشرات و پرندگان)
you se mi
stay in the air in one place
صادق جباری
متغیر (در یک بازه زمانی)
Mehdi. Abdollahi
در هوا ثابت ماندن(مختص پرندگان و حشرات)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hover
کلمه : hover
املای فارسی : هوور
اشتباه تایپی : اخرثق
عکس hover : در گوگل

آیا معنی hover مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )