برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1281 100 1

humanoid

/ˈhjuːmənɔɪd/ /ˈhjuːmənɔɪd/

معنی: شبیه انسان
معانی دیگر: انسانواره (به ویژه نیاکان بسیار پیشین انسان)

بررسی کلمه humanoid

صفت ( adjective )
• : تعریف: having humanlike qualities of structure and appearance.
اسم ( noun )
• : تعریف: a humanlike creature or robot.

واژه humanoid در جمله های نمونه

1. The robot was humanoid in appearance.
[ترجمه ترگمان]این ربات در ظاهر انسان است
[ترجمه گوگل]ربات انسان ظاهر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Frejji is a big, bulk exter, very humanoid aside from her glossy dark-purple fur and the eight fingers on each hand.
[ترجمه ترگمان]Frejji بزرگ و بزرگی است که از موی مشکی براق و purple به کناری کشیده شده‌است و هشت انگشت روی هر دست
[ترجمه گوگل]Frejji بزرگ، انبوه فله، بسیار humanoid کنار از خز براق خال خالص تاریک و هشت انگشت در هر دست است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The body was humanoid but what was the brain?
[ترجمه ترگمان]بدن انسان شبیه به انسان بود اما مغز انسان چه بود؟
[ترجمه گوگل]بدن انسان بود اما مغز چه بود؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They were barely humanoid, with bodies that dwindled from wide torsos to legless, conical abdomens.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها به سختی پای انسان بودند، با بدنی که از شکاف‌های گسترده به legless و بخش abdomens رفته بودند
[ترجمه گوگل]آنها به س ...

مترادف humanoid

شبیه انسان (صفت)
anthropomorphic , humanoid

معنی کلمه humanoid به انگلیسی

humanoid
• animal or being which resembles a human
• something that is humanoid is not human but has the characteristics of a human being.
• a humanoid is a robot, or a creature in science fiction, that looks and acts like a human being.

humanoid را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

a.r
n. a being having human form or characteristics
adj. having human form or characteristics
محسن
شبه انسان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی humanoid
کلمه : humanoid
املای فارسی : هومنید
اشتباه تایپی : اعئشدخهی
عکس humanoid : در گوگل

آیا معنی humanoid مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )