برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1282 100 1

hunk

/ˈhəŋk/ /hʌŋk/

معنی: تکه بزرگ، کلوخه
معانی دیگر: تکه ی بزرگ (به ویژه گوشت یا نان)، گوشتپاره، پاره ی نان، قلنبه، راسته ی گوشت، (خودمانی) مرد خوش هیکل و جذاب، هیکل دار و گیرا، (مرد) تیکه

بررسی کلمه hunk

اسم ( noun )
(1) تعریف: a large, crude, or clumsy piece; chunk.
مشابه: chunk, mass

(2) تعریف: (slang) a desirable, usu. well-built man.

واژه hunk در جمله های نمونه

1. a hunk of bread
یک تکه نان

2. a hunk of cheese
یک تکه پنیر

3. She tore off a large hunk of bread.
[ترجمه ترگمان]او تکه بزرگی از نان را پاره کرد
[ترجمه گوگل]او یک نان بزرگ را نابود کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He turned round, offering me a hunk of bread and margarine with cheese on top - real luxury.
[ترجمه ترگمان]او برگشت و یک تکه نان و مارگارین را به من تعارف کرد
[ترجمه گوگل]او تبدیل شد، من یک نان نان و مارگارین را با پنیر بر روی آن بریزید - لوکس واقعی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Jack cut off a hunk of meat and handed it to Simon.
[ترجمه ترگمان]جک تکه‌ای گوشت برداشت و به سایمون داد
[ترجمه گوگل]جک یک گوشت گوسفند را برش داد و آن را به سیمون داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He's a real hunk.
[ترجمه ترگمان]اون یه تیکه آشغاله
[ترجمه گوگل]او یک ...

مترادف hunk

تکه بزرگ (اسم)
chump , hunk
کلوخه (اسم)
lump , gob , clog , hunk , nodule

معنی کلمه hunk به انگلیسی

hunk
• big piece, lump, chunk; good looking man (slang)
• a hunk of something solid is a large piece of it.
• if you refer to a man as a hunk, you mean that he is big and strong and that people find him sexually attractive.

hunk را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد خ1
muscular man

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hunk
کلمه : hunk
املای فارسی : هونک
اشتباه تایپی : اعدن
عکس hunk : در گوگل

آیا معنی hunk مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )