برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1291 100 1

hurdles


System.String[]

واژه hurdles در جمله های نمونه

1. we still have to clear many hurdles
ما هنوز بایستی مشکلات زیادی را از جلوی راه خود برداریم.

2. She cleared the first few hurdles easily.
[ترجمه ترگمان]او اولین موانع را به راحتی از بین برد
[ترجمه گوگل]او چندین موانع را به راحتی پاک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There are still a few technical problems/obstacles/hurdles to be surmounted before the product can be put on sale to the public.
[ترجمه ترگمان]هنوز چند مشکل فنی وجود دارد \/ موانع \/ موانعی بر سر راه قرار گرفتن قبل از اینکه محصول بتواند بر روی فروش به عموم گذاشته شود
[ترجمه گوگل]هنوز هم چند مشکل فنی / موانع / مانعی وجود دارد که باید پیش از فروش محصول به عموم مردم برطرف شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Davis won the 400m. hurdles in a new Olympic time of 4 sec.
[ترجمه ترگمان]دیویس ۴۰۰ متر را برد موانعی در زمان جدید المپیک ۴ ثانیه
[ترجمه گوگل]دیویس 400 متری را برد موانع در زمان المپیک جدید 4 ثانیه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. In starting a new company, many hurdles ...

مترادف hurdles

مسابقه پرش از روی مانع (اسم)
hurdle race , hurdles

معنی کلمه hurdles به انگلیسی

hurdles
• footrace in which the competitors must jump over and pass a series of hurdles
hurdles run
• track event in which a series of hurdles must be jumped over

hurdles را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hurdlesکلمه : hurdles
املای فارسی : هوردلس
اشتباه تایپی : اعقیمثس
عکس hurdles : در گوگل

آیا معنی hurdles مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )