برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1282 100 1

hyper

/ˈhaɪpər/ /ˈhaɪpə/

(خودمانی) جوشی، پر جوش و خروش، عصبی و پر تکاپو، پیشوند:، زیاده، بیش از حد معمول، بس -، بیش -، پر -، مه - [hypercritical]، موجود در فضای چهار بعدی یا بیشتر [hyperoxide و hyperplane]، پیشوندی بمعنی روی و بالای و برفراز و ماوراء و خارجاز حد عادی وفوق العاده و مافوق و اضافه و بیش از حدو بحد افراط

بررسی کلمه hyper

صفت ( adjective )
• : تعریف: (informal) excitable; high-strung.
مشابه: nervous
پیشوند ( prefix )
• : تعریف: over; beyond; excessive.

- hyperbole
[ترجمه ترگمان] گزاف
[ترجمه گوگل] هیپربول
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- hypersensitive
[ترجمه ترگمان] خیلی حساس
[ترجمه گوگل] حساسیت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- hypercritical
[ترجمه ترگمان] در دل این کار را می‌کرد
[ترجمه گوگل] فوق العاده بحرانی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه hyper در جمله های نمونه

1. I was incredibly hyper. I couldn't sleep.
[ترجمه ترگمان]من بطور باورنکردنی بیش از حد جذاب بودم نمی‌توانستم بخوابم
[ترجمه گوگل]من فوق العاده فوق العاده بودم نمی توانستم بخوابم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Sometimes I can be hyper and sometimes I can be reserved, it just depends.
[ترجمه گلی افجه ] گاهی میتوانم خیلی پر جنب و جوش باشم و گاهی ساکت , بستگی دارد
|
[ترجمه ترگمان]گاهی اوقات من می‌توانم بیش از حد عصبانی باشم و گاهی اوقات می‌توانم رزرو کنم، فقط به آن بستگی دارد
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات من می توانم بیش از حد و گاهی اوقات من می توانم محفوظ است، فقط بستگی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She was given a dose of Hyper. 30 from her first-aid kit and sent to the neurologist.
[ترجمه ترگمان]او یک دز از این فوق را به او داده بود ۳۰ از جعبه کمک‌های اولیه خود استفاده کرده و به متخصص اعصاب ارسال کرده‌است
[ترجمه گوگل]او دوز Hyper داده شد 30 از کیت کمک اول و ارسال به متخصص ...

معنی hyper در دیکشنری تخصصی

hyper
[علوم دامی] پیشوندی است به معنی بالا ، بیشتر و یا بیش از حد .
[زمین شناسی] زیاده پیشوندی به معنای خیلی یا بسیار
[نساجی] فوق - ماوراء - بیشتر
[ریاضیات] فوق، فراتر، بالاتر، ابر، عالی، بالا
[ریاضیات] فوق لاتین-یونانی
[زمین شناسی] فرا طیفی
[زمین شناسی] سنجش از دور فرا طیفی
[برق و الکترونیک] فوق همزمان

معنی کلمه hyper به انگلیسی

hyper
• over
• hyper- is used to form adjectives that describe someone as having too much of a particular quality. for example, someone who is hyper-cautious is too cautious.
hyper inflation
• hyper-inflation is extremely severe inflation.
hyper threading
• (computers) multithreading technology which takes place concurrently on the pentium 4 microarchitecture produced by intel

hyper را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی ولی زاده
[ریاضی]: hypergraph
ابرگراف، مَه گراف
گلی افجه
کیفیت بالا
آتابای ج
به نهایت جذاب .هیجان انگیز برای همه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hyper
کلمه : hyper
املای فارسی : هایپر
اشتباه تایپی : اغحثق
عکس hyper : در گوگل

آیا معنی hyper مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )