برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1286 100 1

hypotonia

واژه hypotonia در جمله های نمونه

1. Past history review showed neonatal hypotonia, feeding difficulty with cyanosis, and poor activity.
[ترجمه ترگمان]بررسی سوابق گذشته، hypotonia زایمان، دشواری تغذیه با cyanosis، و فعالیت ضعیف را نشان داد
[ترجمه گوگل]بررسی تاریخ گذشته، هیپوتیونی نوزاد، مشکل تغذیه با سیانوز و فعالیت بدی را نشان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Low levels of copper have been associated with mental retardation, depigmentation, anaemia, hypotonia and scorbutic changes in bone.
[ترجمه ترگمان]سطوح پایین مس با عقب‌ماندگی ذهنی، کم‌خونی، کم‌خونی، hypotonia و scorbutic در استخوان در ارتباط بوده‌اند
[ترجمه گوگل]سطوح پایین مس با عقب ماندگی ذهنی، دپیگناسیون، کم خونی، هیپوتیونی و تغییرات اسکوربوتیک در استخوان همراه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Kernicterus occurs, jaundice was significantly increased in children, begins as lethargy, weakness, or choking sucking, muscle hypotonia.
[ترجمه ترگمان]Kernicterus رخ می‌دهد، یرقان به طور قابل‌توجهی در کودکان افزایش می‌یابد و به عنوان رخوت، ضعف و یا مکیدن پستان، انقباض عضلانی آغاز می‌شود
[ترجمه گوگل]Kernicterus رخ می دهد، زردی به طور قابل توجهی در کودکان افزایش می یابد، شروع به آرامش، ضعف، یا خفگی مکیدن، هیپوتیونی عضلانی
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه hypotonia به انگلیسی

hypotonia
• state of being hypotonic (having poor muscle tone or tension)

hypotonia را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمید پرهام
کم توانی
سحر شهبازخانی
ضعف عضلانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی hypotonia مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )