برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1289 100 1

Imagery

/ˈɪmədʒri/ /ˈɪmɪdʒəri/

معنی: شبیه سازی، تصورات، صنایع بدیعی، تشبیه ادبی، مجسمه سازی، شکل و مجسمه
معانی دیگر: (ادبیات) استعاره، مجاز، (نادر) تصویر، فرتور، تمثال، تندیس، پیکره، نگارسازی

بررسی کلمه Imagery

اسم ( noun )
حالات: imageries
(1) تعریف: images, esp. figurative ones, in art or writing.

- The vivid imagery in the text brings the wartime setting of the novel to life.
[ترجمه ترگمان] تصویر زنده در متن زمان جنگ را برای زندگی به ارمغان می‌آورد
[ترجمه گوگل] تصاویر پر جنب و جوش در متن، تنظیم دوران رمان را برای زندگی به ارمغان می آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: visual representation, as by paintings or sculpture.

(3) تعریف: mental pictures collectively.

واژه Imagery در جمله های نمونه

1. eidetic imagery
تصاویر روشن ذهنی

2. poetic imagery
استعاره‌های شعری

3. iterative poetic imagery
استعاره‌های مکرر شاعرانه

4. Music, mime and strong visual imagery play a strong part in the productions.
[ترجمه ترگمان]موسیقی، بازی تقلیدی و تصویری قوی، نقش مهمی در تولیدات بازی می‌کند
[ترجمه گوگل]موسیقی، مومیایی و تصاویر بصری قوی نقش مهمی در تولید دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The poetry was bespangled with vivid imagery.
[ترجمه ترگمان]شعر با تصاویر زنده bespangled شده بود
[ترجمه گوگل]شعر با تصاویری پر از نقاشی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He argued that Shakespeare's plays were patterns of imagery.
[ترجمه ترگمان]او استدلال می‌کرد که نمایشنامه‌های شکسپیر الگوهای تصویری هستند
[ترجمه گوگل]او استدلال کرد که نمایشنامه های شکسپیر الگوهای تصویری بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Imagery

شبیه سازی (اسم)
simulation , computer simulation , imagery , dramaturgy
تصورات (اسم)
imagery
صنایع بدیعی (اسم)
imagery
تشبیه ادبی (اسم)
imagery
مجسمه سازی (اسم)
sculpture , imagery , statuary , sculpturing
شکل و مجسمه (اسم)
imagery

معنی Imagery در دیکشنری تخصصی

[سینما] تشبیه - تصویرپردازی
[زمین شناسی] صنایع بدیعی ، تشبیه ادبی ،محصولات نهایی ابزارهای تصویرسازی.
[خاک شناسی] تصویر
[زمین شناسی] داده های تصویری
[زمین شناسی] فایل داده های تصویری
[زمین شناسی] تصویر طبقه بندی عوارض شامل عکسبرداری هوایی مادون قرمز، تصاویر ماهواره ای(چند طیفی و فرا طیفی) و اسکنرهای رقومی(حرارتی، ریزموجها و ...) میباشد. این نوع تصاویر می تواند با دیگر تصاویر پایه یا مبنا تصحیح شده و در تحلیلهای gis مورد استفاده قرار گیرد.
[برق و الکترونیک] صفر زیر قرمز تصاویری که به صورت الکترونیکی و با آشکارسازی تابشهای الکترومغناطیسی زیر قرمزی که از سطح هدف گسیل یا بازتاب می شود ، به دست می آیند.
[معدن] روش تصاویر حرارتی (دورسنجی)

معنی کلمه Imagery به انگلیسی

imagery
• visual images, pictorial representations; imaginary images, images created in the mind
• imagery is the mental pictures or ideas created by poetic language, art, or music.

Imagery را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه موسوی
تصویر سازی
محمد احمدی
روانشناسی : تصویر سازی ذهنی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی imagery
کلمه : imagery
املای فارسی : ایمگری
اشتباه تایپی : هئشلثقغ
عکس imagery : در گوگل

آیا معنی Imagery مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )