برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1315 100 1

Impervious

/ˌɪmˈpɜːrviəs/ /ɪmˈpɜːvɪəs/

معنی: غیر قابل نفوذ، مانع دخول، تاثر ناپذیر
معانی دیگر: نشت ناپذیر، ناتراوا، رسوخ ناپذیر، (التماس و پیشنهاد و غیره) مقاوم، ناشنوا، ناپذیرا، سرسخت، مانع دخول اب

بررسی کلمه Impervious

صفت ( adjective )
مشتقات: imperviously (adv.), imperviousness (n.)
(1) تعریف: not allowing penetration or passage.
متضاد: permeable, pervious
مشابه: impenetrable, proof, repellent

- The new fabric is impervious to water.
[ترجمه ترگمان] پارچه جدید در برابر آب مقاوم است
[ترجمه گوگل] پارچه جدید به آب نفوذ ناپذیر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: incapable of being affected by external forces or influences.
متضاد: accessible, sensitive, susceptible
مشابه: impenetrable

- The judge was impervious to all pleas for mercy.
[ترجمه ترگمان] قاضی در برابر هرگونه التماس و التماس غیرقابل بخشش بود
[ترجمه گوگل] قاضی به تمام درخواستهای رحمت الهی ناتوان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She was a confident person but not impervious to criticism.
[ترجمه ترگمان] او یک فرد بااعتماد به نفس بود، ولی در برابر انتقاد نفوذ ناپذیر نبود
[ترجمه گوگل] او یک فرد محرمانه بود اما به انتقاد ناکارآمد نبود
[ترجمه شما] ...

واژه Impervious در جمله های نمونه

1. impervious to pity
بی‌رحم،بی‌مروت

2. he is impervious to threats
بیمداد در او اثر نمی‌کند.

3. a fabric that is impervious to moisture
پارچه‌ای که در برابر رطوبت نفوذ ناپذیر است

4. He remained impervious to all Nell's sulks and blandishments.
[ترجمه ترگمان]او در مقابل آن حالت قهر و چاپلوسی نل در امان ماند
[ترجمه گوگل]او برای تمام سیل و ناسازگاری نل باقی ماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. How does glue bond with impervious substances like glass and metal?
[ترجمه ترگمان]پیوند چسبی با مواد غیرقابل‌نفوذ مانند شیشه و فلز چگونه است؟
[ترجمه گوگل]چسب چسب با مواد غیر قابل نفوذ مثل شیشه و فلز چطور است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Rubber boots are impervious to water.
[ترجمه ترگمان] boots پلاستیکی در برابر آب مقاوم هستند
[ترجمه گوگل]چکمه های لاستیکی برای آب غیر قابل نفوذ هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Impervious

غیر قابل نفوذ (صفت)
impervious
مانع دخول (صفت)
impervious
تاثر ناپذیر (صفت)
impervious

معنی Impervious در دیکشنری تخصصی

impervious
[عمران و معماری] غیر قابل نفوذ - نفوذ ناپذیر
[نساجی] غیر قابل نفوذ - نفوذناپذیر
[خاک شناسی] نفوذ ناپذیر
[آب و خاک] نفوذ ناپذیر
[آب و خاک] بستر ناتراوا
[عمران و معماری] فرش ناتراوا - روکش ناتراوا
[زمین شناسی] لایه ناتراوا ، کفپوش ناتراوا ، روکش ناتراوا-فرش ناتراوا
[عمران و معماری] کرانه ناتراوا - کرانه نفوذناپذیر - مرز نفوذ ناپذیر
[زمین شناسی] مرز نفوذ ناپذیر ، کرانه ناتراوا ، کرانه نفوذ ناپذیر
[عمران و معماری] هسته ناتراوا
[زمین شناسی] هسته نفوذناپذیر- هسته ناتراوا
[زمین شناسی] سد خاکی با هسته نا تراوا
[عمران و معماری] لایه غیر قابل نفوذ
[زمین شناسی] لایه غیر قابل نفوذ
[عمران و معماری] مصالح ناتراوا
[زمین شناسی] مصالح ناتراوا
[آب و خاک] خاک نفوذ ناپذیر

معنی کلمه Impervious به انگلیسی

impervious
• impenetrable, impassable; not susceptible to harm or injury; impossible to influence; not capable of being affected
• if you are impervious to someone's actions, you are not affected by them.
• if something is impervious to water, water cannot pass through it.

Impervious را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ایمان
عایق
یوسف صابری
نفوذناپذیر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی impervious
کلمه : impervious
املای فارسی : ایمپرویوس
اشتباه تایپی : هئحثقرهخعس
عکس impervious : در گوگل

آیا معنی Impervious مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )