انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1017 100 1

Imputation

تلفظ imputation
تلفظ imputation به آمریکایی/ˌɪmpjəˈteɪʃn̩/ تلفظ imputation به انگلیسی/ˌɪmpjʊˈteɪʃn̩/

معنی: نسبت دادن، بستن به

بررسی کلمه Imputation

اسم ( noun )
(1) تعریف: attribution to a source or cause.

(2) تعریف: the act of imputing.

واژه Imputation در جمله های نمونه

1. We apologise unreservedly for any imputation of incorrect behaviour by Mr Taylor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما بدون هیچ اتهامی از رفتار نادرست آقای تیلور عذرخواهی می‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما بدون تردید برای هرگونه اعمال نادرست توسط آقای تیلور عذرخواهی می کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. I could not rest under the imputation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به این اتهام هم نمی‌توانستم استراحت کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من نمی توانستم تحت تأثیر قرار بگیرم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He denied the imputation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این اتهام را انکار کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او محکومیت را رد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The imputation of such benefits raises a number of issues, including the correct identification of the beneficiaries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این نوع منافع، تعدادی از مسائل از جمله شناسایی صحیح افراد ذی‌نفع را افزایش می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محاسبه این مزایا باعث ایجاد تعدادی از مسائل می شود، از جمله شناسایی درست ذینفعان
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. In most cases the imputation system ensures that nil and net earnings are the same.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در اغلب موارد، سیستم imputation تضمین می‌کند که درآمده‌ای خالص و خالص یک‌سان هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در اغلب موارد، سیستم جرقه زنی تضمین می کند که درآمد ناخالص و خالص یکسان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. It is shown that the proposed mean imputation estimators are asymptoyically normal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نشان داده می‌شود که برآورد کننده‌های میانگین پیشنهادی imputation طبیعی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نشان داده شده است که برآوردگرهای معیاری معین پیشنهادی به طور صحیح نرمال هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The objective imputation theory is the fashion of study in German academy of criminal law.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هدف از این نظریه، مد مطالعه در دانشکده حقوق کیفری آلمان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تئوری محکومیت هدف، نوع مطالعه در آکادمی آلمانی قانون کیفری است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. It, moreover, avoids all imputation of monism, and the manner in which it conceives of immanence harmonizes excellently with Catholic teaching.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علاوه بر این، از هرگونه اتهامی به monism، و روشی که در آن از immanence harmonizes به طرز فوقالعادهای با آموزه های کاتولیک اقتباس شده‌است، اجتناب می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علاوه بر این، از تضعیف مونیزم جلوگیری می کند و شیوه ای که آن را درک می کند، هماهنگ با تعالیم کاتولیک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. A imputation method based on Mahalanobis distance was proposed to estimate missing values in the gene expression data.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روش imputation مبتنی بر فاصله Mahalanobis برای تخمین مقادیر از دست رفته در داده‌های بیان ژن ارائه شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای محاسبه داده های گم شده در داده های بیان ژن، روش جرقه ای بر اساس فاصله ماهالانوبیس پیشنهاد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Analysing the core imputation vector set may instruct the decision makers in the lower level to form coalitions for making larger profits.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تجزیه و تحلیل ساختار برداری اصلی (set)می‌تواند به تصمیم گیرندگان در سطح پایین‌تر آموزش دهد تا coalitions برای سود بیشتر تشکیل دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تجزیه و تحلیل تخمینی بردار محصور هسته می تواند به تصمیم گیرندگان در سطح پایین تر به منظور ایجاد ائتلاف برای ایجاد سود بزرگتر دستور دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. In China, the system of imputation tenets is blamable liability principle and unblamable liability principle, and understanding blame is the particular situation of blamable liability principle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در چین، سیستم اصول imputation اصل مسوولیت مدنی و اصل مسوولیت مدنی محسوب می‌شود و درک آن، موقعیت خاص اصل مسوولیت مدنی می‌باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در چین، سیستم اعتبار محکومیت، اصل مسئولیت محکوم و اصل مسئولیت غیرقابل قبول است، و درک سرزنش وضعیت خاصی از اصل مسئولیت محکوم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. A diversified imputation system taking into consideration fault, danger, implications and injurious acts is an open and hierarchical system.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیستم imputation که در نظر گرفتن نقص، خطر، پیامدهای و اقدامات زیان‌آور در نظر گرفته می‌شود، یک سیستم باز و سلسله مراتبی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نظام تقسیم بندی متنوع با در نظر گرفتن خطا، خطر، پیامدها و اقدامات زیان آور یک نظام باز و سلسله مراتبی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. I'm quite willing to accept the imputation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من کاملا مایلم که این اتهام را بپذیرم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من کاملا مایلم که تقصیر را قبول کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. I cannot rest under an imputation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به این اتهام نمی‌توانم استراحت کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من نمیتوانم بفهمم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The emergence and development of imputation theory result from that in many cases causal theory can not be given for the results attributable to the full argument.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ظهور و توسعه نظریه imputation ناشی از آن در بسیاری از موارد نظریه علی را نمی توان برای نتایج مربوط به استدلال کامل ارایه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ظهور و توسعه تئوری محاسبه، نتیجه آن است که در بسیاری از موارد، نظریه علت را نمی توان برای نتایج به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Imputation

نسبت دادن (اسم)
attribution , imputation
بستن به (اسم)
imputation

معنی Imputation در دیکشنری تخصصی

imputation
[آمار] جانهی
[آمار] جانهی داده ها

معنی کلمه Imputation به انگلیسی

imputation
• act of attributing or ascribing to; charge, accusation, attribution

Imputation را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Imputation

سعید ١٢:٥٤ - ١٣٩٥/٠٩/١٥
جایگذاری - جایگزینی
|

مقداد سلمانپور ١٦:٠٧ - ١٣٩٨/٠١/١٢
در حسابداری: (هزینه های) ضمنی
(هزینه های) فرصتی
|

پیشنهاد شما درباره معنی Imputation



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سارا > چیپ
محمد عرب > Creepin
عباس زارعی > came in
مم > croissant
Mohammadreza Akbarian > moisturising
Mohammadreza Akbarian > geographical
hamid > brushstrokes
اسی > شیشه مخدر

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی imputation
کلمه : imputation
املای فارسی : ایمپوتتین
اشتباه تایپی : هئحعفشفهخد
عکس imputation : در گوگل


آیا معنی Imputation مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )