برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1285 100 1

Infotainment

واژه Infotainment در جمله های نمونه

1. Others will seek alliances with infotainment giants such as Microsoft or Disney to project their courses around the world.
[ترجمه ترگمان]برخی دیگر به دنبال اتحاد با غوله‌ای سرگرمی مانند مایکروسافت یا دیزنی هستند تا دوره‌های خود را در سراسر جهان اجرا کنند
[ترجمه گوگل]دیگران به دنبال همکاری با غول های اطلاعاتی مانند مایکروسافت و دیزنی برای برنامه ریزی دوره های خود در سراسر جهان هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The newspaper must include infotainment, ideological content, interesting so that it will be printed most.
[ترجمه ترگمان]این روزنامه باید شامل سرگرمی، محتوای ایدئولوژیکی و جالب باشد تا بیشتر چاپ شود
[ترجمه گوگل]این روزنامه باید شامل اطلاعات سرگرمی، محتوای ایدئولوژیکی، جالب باشد تا بیشتر چاپ شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Main Idea: Magazine layouts will be used for infotainment sites.
[ترجمه ترگمان]ایده اصلی: طرح بندی‌های مجله برای سایت‌های سرگرمی مورد استفاده قرار خواهد گرفت
[ترجمه گوگل]ایده اصلی: طرح بندی مجله برای سایت های سرگرمی مورد استفاده قرار خواهد گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. ...

معنی کلمه Infotainment به انگلیسی

infotainment
• docutainment, television program that provides information in an entertaining way

Infotainment را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا خلیلیان
سرگرمی اطلاعاتی: کار ارائه موضوعات جدی یا آموزنده به سبکی که اساساً طراحی شده برای اینکه سرگرم کننده باشد. همه پخشی یا انتشاری که کوشش می کند با موضوعات حقیقی به شکل سرگرم کننده رفتار کند. اغلب با اجرا یا نمایش مجدد یا بصورت نمایش در آوردن وقایع واقعی.
بهار سلطانی
سرگرمی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Infotainment مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )