انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1055 100 1

It goes without saying

تلفظ it goes without saying
تلفظ it goes without saying به آمریکایی تلفظ it goes without saying به انگلیسی

واژه It goes without saying در جمله های نمونه

1. It goes without saying.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بدون گفتن ادامه داره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدون شک
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. It goes without saying that health is above wealth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدون گفتن این که سلامت بالاتر از ثروت است، می‌رود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدون شک می گوید که سلامت بالاتر از ثروت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Of course, it goes without saying that you'll be paid for the extra hours you work.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]البته، بدون این که به تو بگویم که برای ساعات اضافی کار خواهی کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]البته، بدون شک می گوید که شما برای ساعتهای اضافی کار می کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Of course I'll visit you in hospital. It goes without saying!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]البته که در بیمارستان به شما سر می‌زنم ! بدون گفتن ادامه داره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]البته من به بیمارستان میروم این بدون گفتن است!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. It goes without saying that I'll help you.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدون گفتن این که من به تو کمک خواهم کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدون شک می توانم به شما کمک کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The Internet, too, it goes without saying, is a good source of information.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اینترنت نیز بدون این که بگوید، منبع خوبی از اطلاعات است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اینترنت هم همین طور است، منبع خوبی از اطلاعات است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. It goes without saying that we have the right to refute them publicly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدون گفتن این حرف، ما حق داریم آن‌ها را علنا رد کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدون شک می توان گفت که ما حق داریم آنها را به صورت عمومی رد کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. It goes without saying that if someone has lung problems they should not smoke.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لازم به گفتن نیست که اگر کسی مشکلات ریوی داشته باشد، نباید سیگار بکشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدون تردید است که اگر کسی مشکلات ریه داشته باشد، نباید سیگار بکشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. It goes without saying - be very careful.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بدون اینکه بگم خیلی مراقب باش
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدون شک بسیار مراقب باشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. And it goes without saying that Wild is a Lisztian of the finest order.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]و بدون این که بگوییم وحشی، Lisztian از بهترین نظم است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و بدون شک می گوید ویله Lisztian از بهترین است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. It goes without saying that any infringements of these new restrictions will imperil what is already an extremely sensitive access agreement.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لازم به ذکر است که هرگونه نقض این محدودیت‌های جدید، آنچه که در حال حاضر یک توافق‌نامه دسترسی بسیار حساس است را به خطر خواهد انداخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدون شک می توان گفت هرگونه نقض این محدودیت های جدید، همان چیزی است که در حال حاضر یک توافقنامه دسترسی بسیار حساس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. It goes without saying that the definition has been responsible for a major literature.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدون گفتن این که تعریف مسیول یک مقاله اصلی بوده‌است، می‌رود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدون شک می توان گفت که تعریف مسئولیت اصلی ادبیات است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. It goes without saying that you should never have more children than you have car windows. Erma Bombeck
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدون گفتن این که شما هرگز نباید کودکان بیشتری نسبت به پنجره‌های اتومبیل داشته باشید Erma Bombeck
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدون شک می توان گفت کودک شما هرگز نباید فرزندان بیشتری داشته باشد ارما بمبیک
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. "It goes without saying" is a direct translation from French.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این ترجمه بدون گفتن \" ترجمه مستقیم از طرف فرانسه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'بدون شک' ترجمه مستقیم از فرانسه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Concentrated, clear meat juice, must, it goes without saying, be added.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باید اضافه کرد که غلیظ، آب شفاف، باید بدون حرف زدن ادامه پیدا کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آب گوشتی متمرکز، روشن باید، بدون آنکه اضافه شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه It goes without saying به انگلیسی

it goes without saying
• it is taken for granted, needless to say, it is obvious that

It goes without saying را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

سحر اندری ١٠:٠٨ - ١٣٩٦/١١/٠٨
نیاز به گفتن نداره ، واضح و بدیهی
|

حسن امامی ١٦:١٠ - ١٣٩٧/١١/٢٠
لازم به گفتن نیست (صریح و واضح است)
مثال

Of course, it goes without saying that you'll be paid for the extra hours you work.
البته، لازم به گفتن نیست که شما در قبال ساعاتی که مازاد کار می کنید پول دریافت خواهید کرد.
|

فرزاد رضایی ١٤:٣٠ - ١٣٩٨/٠٦/١٠
ناگفته پیداست
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر



آیا معنی It goes without saying مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )