برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1334 100 1

Ivy

/ˈaɪvi/ /ˈaɪvi/

معنی: پیچک، عشقه چشم خروس، پاپیتال، لبلاب
معانی دیگر: (امریکا - معمولا i بزرگ) وابسته به دانشگاه های گروه پیچک، آیوی لیگ، (گیاه شناسی) چسب آجری، چسب دیواری، عشقه، دار دوست، دیوار چسب (hedera helix از خانواده ی ginseng که برای پوشاندن دیوار و ساختمان کاشته می شود)، انواع گیاهان دیوار چسب، اسم خاص مونث

بررسی کلمه Ivy

اسم ( noun )
حالات: ivies
مشتقات: ivylike (adj.)
(1) تعریف: a climbing, woody vine that has shiny evergreen leaves, bears black berries, and is often used as an ornamental covering on buildings; English ivy.

(2) تعریف: any of several similar climbing or trailing plants.

واژه Ivy در جمله های نمونه

1. ivy matted the walls of the temple
دیوارهای معبد از پیچک (پاپیتال) پوشیده شده بود.

2. a column entwined by ivy
ستونی که پاپیتال دور آن پیچیده است.

3. We're going to grow a variegated ivy up the back of the house.
[ترجمه ترگمان]ما داریم یک پیچک variegated را از پشت خانه بزرگ می‌کنیم
[ترجمه گوگل]ما قصد داریم یک گیاه عجیب و غریب در پشت خانه ایجاد کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The ancient ivy cleaved to the ruined castle walls.
[ترجمه ترگمان]پیچک باستان به دیواره‌ای ویران قلعه ویران شده‌بود
[ترجمه گوگل]پیچک باستانی به دیوارهای خراب خراب شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The front of the building was covered with ivy.
[ترجمه ترگمان]نمای ساختمان از پیچک پوشیده شده بود
[ترجمه گوگل]جلوی ساختمان با آجیل پوشیده شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. There's masses of ivy climbing up/over the walls of our house.
...

مترادف Ivy

پیچک (اسم)
bobbin , ivy , tendril , helix , scroll , volute , cirrus
عشقه چشم خروس (اسم)
ivy , indian licorice
پاپیتال (اسم)
ivy
لبلاب (اسم)
ivy

معنی عبارات مرتبط با Ivy به فارسی

یکجور شمعدانی عطر که برگهایی مانند برگهای پاپیتال دارد
(امریکا) نام گروهی از دانشگاه های قدیمی و نامور بخش شرقی ایالات متحده (از جمله: هاروارد و پرینستون و ییل و کرنل) که با هم اتحادیه ی ورزشی و غیره دارند، آیوی لیگ
رجوع شود به: virginia creeper
(گیاه شناسی) پیچک بوستون (parthenocissus tricuspidata از خانواده ی grape ـ بومی ژاپن و چین)
رجوع شود به: ivy
(گیاه شناسی) سیسوس، دار دوست تاکی (گیاه همیشه سبز پیچک دار تزیینی: cissus incisa)
(گیاه شناسی) عشقه زمینی، پیچک زمینی، پونه سا، قطرم (glechoma hederacea از تیره ی نعناعیان که دارای برگ های گرد و دندانه دار است و گل های آبی می دهد)، پاپیتال خاکی
رجوع شود به: boston ivy
دود و مه لندن
(گیاه شناسی) عشقه ی زهرین، پیچک سمی، گزنه ی امریکایی (جنس rhus به ویژه rhus radicans از خانواده ی cashew - بومی امریکای شمالی)، پیچک سمی امریکایی از جنس rhus

معنی کلمه Ivy به انگلیسی

ivy
• climbing vine having smooth evergreen leaves and dark berries
• ivy is a plant that grows up walls and trees.
ivy league
• group of colleges and universities in the united states that are known for their academic excellence (harvard, brown, cornell, yale, princeton, university of pennsylvania, dartmouth, columbia)
• the ivy league is a group of eight important universities in the eastern part of the united states.
operation ivy
• test detonation of the first hydrogen bomb in 1952
poison ivy
• climbing plant found in north america (contains an irritating oil which often results in a rash when touched)

Ivy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یوسف صابری
عَشَقه یا پیچک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ivy
کلمه : ivy
املای فارسی : آیوی
اشتباه تایپی : هرغ
عکس ivy : در گوگل

آیا معنی Ivy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )