برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1286 100 1

identical

/aɪˈdentɪkl̩/ /aɪˈdentɪkl̩/

معنی: جور، مساوی، یکسان، عینی، همان، منطبق با
معانی دیگر: همانند، یکجور، همسان، برابر، عینا مثل هم (معمولا با: to یا with)، یکی، درست همان، وابسته به دوقلوهای همسان

بررسی کلمه identical

صفت ( adjective )
(1) تعریف: the same; being the same entity.
مترادف: same
متضاد: different, differential, diverse
مشابه: like, very

- They painted the outside, but this is the identical restaurant we ate in on our honeymoon.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها بیرون را نقاشی کردند، اما این رستوران همان رستورانی است که ما در ماه‌عسل خود صرف کردیم
[ترجمه گوگل] آنها در خارج از منزل نقاشی کردند، اما این همان رستوران است که ما در ماه عسلیم خوردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: alike in every detail; equal in all aspects.
متضاد: different, nonidentical, opposite, unequal
مشابه: equal, equivalent, even, indistinguishable, same, uniform

- No two snowflakes are identical.
[ترجمه ترگمان] هیچ دو snowflakes یک‌سان نیستند
[ترجمه گوگل] هیچ دو برف دانه ای یکسان نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: alike in almost every aspect; very similar.
متضاد: different, diverse, unlike
مشابه: alike, like, same, twin

- The women w ...

واژه identical در جمله های نمونه

1. identical twins
دو قلوهای همسان،دوقلوهای یک تخمی

2. identical twins
دوقلوهای یک تخمه،دوقلوهای همدیس (یا همانند)،دوگانه‌های همانند

3. virtually identical
تقریبا یک جور

4. they were wearing identical hats
کلاه‌های آنها یکجور بود.

5. this is the identical hotel we stayed in last year
این همان هتلی است که پارسال هم در آن اقامت کردیم.

6. those two copies are identical
آن دو نسخه عینا مثل هم‌اند.

7. japan's social structure can never be identical with china's
ساختار اجتماعی ژاپن هرگز مانند (ساختار اجتماعی) چین نخواهد بود.

8. We are identical in our views of what should be done.
[ترجمه ترگمان]ما در دیدگاه‌های خود از آنچه باید انجام شود، یک‌سان هستیم
[ترجمه گوگل]ما در دیدگاه های ما از آنچه باید انجام شود، یکسان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. His fingerprints were identical with those left on the door.
[ترجمه ترگمان]اثر انگشتش با آن‌هایی که روی در باقی مانده بود یک‌سان بود
[ترجمه گوگل]اث ...

مترادف identical

جور (صفت)
accordant , compatible , identical , concordant , identic
مساوی (صفت)
adequate , identical , identic , equal , alike , even , level
یکسان (صفت)
similar , identical , identic , equal , alike , akin , same , uniform , invariant
عینی (صفت)
genuine , identical , identic , exact , objective , visual
همان (صفت)
very , identical , identic , same , idem , selfsame
منطبق با (صفت)
identical , identic

معنی عبارات مرتبط با identical به فارسی

(منطق) گزاره های این همان، قضایای اتحادی
دو قلوهای همسان، دوقلوهای یک تخمی، دوقلوهای یک تخمه، دوقلوهای همدیس (یا همانند)، دوگانه های همانند

معنی identical در دیکشنری تخصصی

identical
[برق و الکترونیک] همانند ، یکسان
[مهندسی گاز] یکسان ، همانند
[نساجی] یکسان - همانند
[ریاضیات] همانند، یکسان
[سینما] رمز شناسایی
[ریاضیات] مفهوم واحد
[ریاضیات] برابری همانی
[ریاضیات] اشکال همانند، شکل های معکوسا همنهشت
[ریاضیات] تابع همانی
[ریاضیات] گسترش یکسانس
[ریاضیات] مجموعه های همانند
[ریاضیات] تبدیل به خود
[ریاضیات] هم شکمان یکسان، دو قلوی یکسان

معنی کلمه identical به انگلیسی

identical
• exactly alike, same; equal in every respect, interchangeable
• things that are identical are exactly the same.
identical twin
• identical twins are twins of the same sex who look exactly the same.
identical twins
• pair of babies developed from a single fertilized egg cell

identical را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Pelin
شبیه
فرجی
خاص، منحصر به فرد
کاربر آبادیس
همسان
همانند
elsaaa
یکسان
صبا
همسان
Identical twins : دوقلوهای همسان
jahanaks.blog.ir
یکسان
همانند
یوسف صابری
این همان
ریحانه د
انطباق

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی identical
کلمه : identical
املای فارسی : ایدنتیکل
اشتباه تایپی : هیثدفهزشم
عکس identical : در گوگل

آیا معنی identical مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )