برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1276 100 1

identifiable

/aɪˈdentəˌfaɪəbl̩/ /aɪˌdentɪˈfaɪəbl̩/

معنی: قابل شناسایی

واژه identifiable در جمله های نمونه

1. She looked young, and was immediately identifiable as a trainee.
[ترجمه ترگمان]او جوان به نظر می‌رسید و بلافاصله به عنوان یک کار آموز شناخته می‌شد
[ترجمه گوگل]او جوان به نظر می رسید و بلافاصله به عنوان یک کارآموز شناسایی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The police were identifiable by their uniform.
[ترجمه ترگمان]پلیس با یونیفرم آن‌ها قابل‌شناسایی بود
[ترجمه گوگل]پلیس توسط لباس خود قابل شناسایی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The house is easily identifiable by the large tree outside.
[ترجمه ترگمان]خانه به راحتی توسط درخت بزرگ در بیرون قابل‌تشخیص است
[ترجمه گوگل]خانه به راحتی توسط درخت بزرگ در خارج قابل شناسایی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In her bright yellow coat, she was easily identifiable in the crowd.
[ترجمه ترگمان]در کت زرد روشنش به راحتی در میان جمعیت قابل‌تشخیص بود
[ترجمه گوگل]در کت زرد روشن او، او به راحتی قابل شناسایی در جمعیت بود
[ترجمه شما] ...

مترادف identifiable

قابل شناسایی (صفت)
identifiable

معنی identifiable در دیکشنری تخصصی

Identifiable
[حسابداری] قابل تشخیص ، قابل شناسائی
[ریاضیات] قابل شناسایی
[آب و خاک] قابل شناسائی، قابل تطبیق
[حسابداری] دارائیهای نامشهود قبل از شناسائی

معنی کلمه identifiable به انگلیسی

identifiable
• able to be identified, recognizable
• something that is identifiable can be recognized.

identifiable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سامان نصیری
محسوس، قابل لمس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی identifiable
کلمه : Identifiable
املای فارسی : ایدنتیفیبل
اشتباه تایپی : هیثدفهبهشذمث
عکس Identifiable : در گوگل

آیا معنی identifiable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )