انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 886 100 1

بررسی کلمه identification

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of identifying a person or thing.
مشابه: association

(2) تعریف: the state of being identified.
مشابه: association

(3) تعریف: a means of proving one's identity, such as a driver's license or passport.
مشابه: card, mark

واژه identification در جمله های نمونه

1. an identification card
ترجمه کارت شناسایی

2. the identification of half-burned bodies took a long time
ترجمه شناسایی اجساد نیمه سوخته مدت‌ها طول کشید.

3. the identification of money with power
ترجمه یکی انگاری (تداعی) پول و قدرت

4. a driver's license is accepted as identification
ترجمه گواهینامه‌ی رانندگی به عنوان موید هویت مورد قبول است.

5. Have you any means of identification?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا کارت شناسایی دارید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا شما هر وسیله شناسایی دارید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Each product has a number for easy identification.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر محصول یک عدد برای شناسایی آسان دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر محصول دارای یک شماره برای شناسایی آسان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. We should have identification card on the person when we go out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما باید زمانی که بیرون می‌رویم کارت شناسایی داشته باشیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی ما بیرون برویم باید کارت شناسایی داشته باشیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Early identification of a disease can prevent death and illness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شناسایی اولیه یک بیماری می‌تواند از مرگ و بیماری جلوگیری کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شناسایی زودهنگام یک بیماری می تواند از مرگ و بیماری جلوگیری کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The identification of the crash victims was a long and difficult task.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شناسایی قربانیان سقوط یک کار طولانی و دشوار بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شناسایی قربانیان سقوط یک وظیفه طولانی و دشوار بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The identification of rabies virus has saved many lives.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شناسایی ویروس هاری باعث نجات بسیاری از زندگی‌ها شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شناسایی ویروس های هاری موجب نجات جان بسیاری از مردم شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He's made a formal identification of the body.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او یک هویت رسمی از بدن تشکیل داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او شناسایی رسمی بدن انجام داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. A witness picked him out of an identification parade as the robber.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک شاهد او را از یک رژه identification به عنوان دزد انتخاب کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک شاهد او را از یک رژه هویت به عنوان دزد فرار کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. His identification with the hero of the book made him sleepless.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شناسایی او با قهرمان کتاب او را به بی‌خوابی واداشته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شناسایی او با قهرمان کتاب باعث شد او بی خوابی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. My only means of identification was my cheque book.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تنها وسیله من برای شناسایی کتاب چک من بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تنها وسیله شناسایی من چک کتاب من بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Car manufacturers stamp a vehicle identification number at several places on new cars to help track down stolen vehicles.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تولید کنندگان خودرو شماره شناسایی خودرو را در چندین مکان روی ماشین‌های جدید نصب می‌کنند تا به ردیابی وسایل نقلیه به‌سرقت‌رفته کمک کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تولید کنندگان خودرو یک شماره شناسایی وسایل نقلیه را در چندین مکان در اتومبیل های جدید نشان می دهند تا به ردیابی وسایل نقلیه به سرقت رفته بپردازند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف identification

تطبیق (اسم)
accommodation , match , adjustment , adaptation , comparison , conformation , harmony , collation , identification
تمیز (اسم)
discernment , distinction , identification , difference , contradistinction , discrimination
شناسایی (اسم)
identity , recognition , cognizance , identification , reconnaissance , exploration
تعیین هویت (اسم)
identification

معنی عبارات مرتبط با identification به فارسی

معنی identification در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] شناسائی
[شیمی] شناسایی ، هویت ، تعیین هویت
[سینما] شناسه
[برق و الکترونیک] تعیین هویت ، شناسایی
[صنعت] شناسایی ، تعریف ، تعیین
[نساجی] شناسائی - شناخت
[ریاضیات] تعیین هویت، تشخیص، شناسایی، همانسازی، همانش، یکی گرفتن، شناسایی
[روانپزشکی] همانند سازی، شناسایی. 1) یک عمل روانی که بوسیله آن شخص، خودآگاه یا ناخود آگاه، خصوصیات فرد یا گروهی دیگر را بخود نسبت می دهد. در اینجا مفهوم انتقال اهمیت اساسی دارد.
[آمار] 1. شناسایی 2. این همانی
[آب و خاک] شناسائی، تطبیق
[برق و الکترونیک] شناسایی ، خودی یا دشمن [ آی اف اف ] نوعی سیستم رادار که هواپیمای خودی را روی صفحه رادار شناسایی می کند. یک سیگنال پرسشگر رمزی ، راهنمای موجود در هواپیمای خودی را فعال می کند و موجب ارسال خودکار سیگنال شناسایی رمزی می شود . در حال حاضر از سیستم متناظر راهنمای راداری ترافیک هوایی در سراسر جهان برای ردگیری هواپیماها و تعیین ارتفاع آنها و کنترل رفت و آمدهای هوایی استفاده می شود . بسامد سیگنالهای پرسشگر 1/03 گیگاهرتز و بسامد سیگنالهای پاسخ 1/09 گیگاهرتز است.
[کامپیوتر] یکی از چهار قسمت اصلی یک برنامه COBOL
[سینما] پیش فیلم
[آمار] کلیدهای شناسایی
[سینما] نوارراهنمای شناسایی
[ریاضیات] عدد شناسایی
[آمار] مسئله های شناسایی
[ریاضیات] فضای شناسایی
[سینما] ته فیلم
[نساجی] آزمایش فیزیکی شیمیایی کالای نساجی
[آب و خاک] شناسائی توده هوا
[حسابداری] شناسائی راه حلها
[عمران و معماری] تشخیص در کارگاه
[زمین شناسی] تشخیص در کارگاه
[کامپیوتر] موقعیت جهانی
[ریاضیات] مشخصه ی شناسایی قالب، مشخصات قالب
[کامپیوتر] بازشناسی مشکل ،شناسایی مسئله
[حسابداری] شناسائس ویژه
[برق و الکترونیک] شناسایی سیستم
[برق و الکترونیک] شناسایی هدف برای تعیین خودی یا دشمن بودن آن .
[نساجی] برچسب روی کالای نساجی ( روی آن جنس درصد الیاف تشکیل دهنده و سایر مشخصات لازم نوشته می شود )

معنی کلمه identification به انگلیسی

identification
• verification of the identity of a person or thing, recognition; document which serves to identify a person
• the identification of people or things is the process of recognizing or choosing them.
• when someone asks for your identification, they are asking to see something such as a driving licence which proves who you are.
• identification with someone or something is a feeling of sympathy and support for them.
identification friend or foe
• iff, (in airplanes) electronic device that transmits a 4-digit identification code to the scanning surface radar in order to identify itself as "friendly" aircraft
identification mark
• distinguishing sign, mark which identifies someone or something as being separate and unique
identification marks
• distinguishing signs, marks which identify someone or something as being separate and unique
identification of friend and foe
• distinguishing between military weapons belonging to one's own army and those belonging to the enemy
identification tag
• identification disk, small metal tag with personal information worn by military personnel for identification in case of injury or death
aerial photographs identification
• air photograph interpretation
target identification
• activity that involves distinguishing a target from the other objects surrounding it

identification را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی identification

امیر ٢٠:٣٧ - ١٣٩٦/٠٧/٢٨
شناخت
Project Identification
شناخت پروژه(در مهندسی نرم افزار،مدیریت فن اوری اطلاعات)
|

ebitaheri@gmail.com ٠٩:٤٧ - ١٣٩٦/٠٧/٣٠
شناسه
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٤:٢٢ - ١٣٩٧/٠٥/٢٥
هم‌ذات‌پنداري، حس داشتن هويتي مشترك ميان خود با كسي يا چيزي
|

Tina ١٩:٥٨ - ١٣٩٧/٠٦/٢٣
کارت شناسایی
|

ابوالقاسمی ١٢:٠٥ - ١٣٩٧/١٢/٠١
هویت یابی
|

پیشنهاد شما درباره معنی identification



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی identification
کلمه : identification
املای فارسی : ایدنتیفیکتین
اشتباه تایپی : هیثدفهبهزشفهخد
عکس identification : در گوگل


آیا معنی identification مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )