انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 891 100 1

illusion

تلفظ Illusion
تلفظ Illusion به آمریکایی/ˌɪˈluːʒn̩/ تلفظ Illusion به انگلیسی/ɪˈluːʒn̩/

معنی: غلط، خیال، گول، خیال باطل، خیال واهی، خیال خام، حیله، وهم
معانی دیگر: تصور باطل، هرز پنداره، پوچ اندیشه، هرز انگاشت، پندار پوچ، ظاهر گول زننده، خطای باصره، دید اشکوخ، (اشتباه وابسته به زمان و مکان و موقعیت شخص) وهم، توهم، نهازش، کژ انگاشت، کژ پنداره، (تصویر یا نقش ناشی از توهم) شبح، هرز دیسه، رجوع شود به: hallucination، پارچه ی نازک توری (برای پوشاندن صورت عروس و غیره)، فریب

بررسی کلمه illusion

اسم ( noun )
مشتقات: illusionary (adj.)
(1) تعریف: a fantasy or mistaken belief.
مترادف: fantasy, phantasm, pipe dream
مشابه: delusion, fancy, mirage, misconception

- He operated under the illusion that the city was a safe place until that day he was attacked.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او زیر این پندار عمل می‌کرد که شهر تا آن روز مورد حمله قرار گرفته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او تحت توهم عمل می کرد که شهر تا زمان حمله به آن محل امن بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Your notion that you will make it big in the music industry is just an illusion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این تصور شما که آن را در صنعت موسیقی بزرگ خواهید کرد فقط یک توهم است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] مفهوم شما که شما را در صنعت موسیقی بزرگ می کند فقط یک توهم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a false perception of what one sees, hears, or otherwise senses.
مترادف: delusion
مشابه: deception, hallucination, phantom, trick

- The magician created the illusion in the mind of the audience that the bird had disappeared.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] جادوگر آن توهم را در ذهن مخاطب ایجاد کرد که پرنده ناپدید شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] جادوگر توهم را در ذهن مخاطب ایجاد کرد که پرنده ناپدید شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The white walls give an illusion of greater light and space in the small room.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دیواره‌ای سفید تصویری از نور و فضای بیشتر در اتاق کوچک ایجاد می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دیوارهای سفید توهمی از نور و فضای بیشتری در اتاق کوچک ایجاد می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The government took steps to create an illusion of reform, but little real progress was made.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دولت گام‌هایی را برای ایجاد توهم اصلاحات برداشته بود، اما پیشرفت واقعی اندکی صورت گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دولت اقداماتی را برای ایجاد یک توهم اصلاحات انجام داد اما پیشرفت واقعی کمی انجام شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: the condition of embracing a false thought or idea.
مترادف: conceit, delusion, dream, misbelief, will-o'-the-wisp
متضاد: fact
مشابه: hallucination

- They worked hard, in the illusion that it would bring them their freedom.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آن‌ها سخت کار می‌کردند، به این پندار که آزادی آن‌ها را به ارمغان می‌آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها به سختی کار کردند و این توهم را انجام دادند که آزادی آنها را به ارمغان می آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: something that is mistakenly perceived or thought to exist.
مترادف: figment, mirage, phantasm, phantasmagoria
مشابه: nonentity

- The pool of water shimmering in the distance turned out to be an illusion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] برکه آب که در دوردست سوسو می‌زد تبدیل به یک توهم شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] استخر از آب در حال دور شدن از دور به نظر می رسد یک توهم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه illusion در جمله های نمونه

1. illusion of grandeur
ترجمه خیال باطل در مورد عظمت مقام،وهم گندگی

2. an illusion that he was flying like a bird
ترجمه این توهم که داشت همچون پرنده پرواز می‌کرد

3. an optical illusion
ترجمه خطای بینایی (باصره)

4. the amputee's illusion of a phantom organ
ترجمه تصور وجود اندام بریده شده توسط فردی که اندام او را بریده‌اند

5. be under the illusion that
ترجمه به غلط تصور کردن،هرز پنداشتن

6. i was under the illusion that he was telling the truth
ترجمه به غلط چنین می‌پنداشتم که راست می‌گوید.

7. a mirage results from visual illusion
ترجمه سراب نتیجه‌ی خطای باصره است.

8. a large mirror which gives an illusion of space in a small room
ترجمه آئینه‌ی بزرگی که در یک اتاق کوچک تصور غیر واقعی از فضا ایجاد می‌کند

9. He could no longer distinguish between illusion and reality.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیگر نمی‌توانست بین وهم و واقعیت تمایز قائل شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دیگر نمی تواند بین توهم و واقعیت متمایز شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. They suffer from the illusion that they cannot solve their problems.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها از این توهم رنج می‌برند که نمی‌توانند مشکلاتشان را حل کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها از توهم رنج می برند که نمی توانند مشکلاتشان را حل کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. It is an illusion that the Arctic is dark in winter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این توهمی است که قطب شمال در زمستان تیره است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این توهم است که قطب شمال در زمستان تاریک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. She was under no illusion that he loved her.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ خیال نداشت که او را دوست دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تحت هیچ توهمی بود که او را دوست داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Credit creates the illusion that you can own things without paying for them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بستانکار این توهم را ایجاد می‌کند که شما می‌توانید همه چیز را بدون پرداخت به آن‌ها انجام دهید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اعتبار ایجاد توهم می کند که شما می توانید چیزهای خود را بدون پرداخت هزینه برای آنها
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The mirrors in the room gave an illusion of greater space.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آینه‌ها در اتاق یک توهم فضای بیشتر را نشان می‌دادند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آینه در اتاق باعث توهم فضای بیشتری شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The mirrors all round the walls give an illusion of greater space.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در اطراف دیوارها آینه روی دیوارها یک رویا دیده می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آینه هایی که در اطراف دیوارها قرار دارند، توهم فضای بیشتری را به وجود می آورند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. Floor-to-ceiling windows can give the illusion of extra height.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پنجره‌های کف به سقف می‌توانند این توهم را از ارتفاع بیشتر به دست آورند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پنجره های کف تا سقف می توانند توهم ارتفاع اضافی را به نمایش بگذارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. She laboured under the illusion that I knew what I was doing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این پندار به کار افتاد که من می‌دانستم دارم چه کار می‌کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تحت توهم کار می کرد که می دانستم چه کار می کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. He was unlikely to be satisfied with the illusion of power.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعید بود از این توهم قدرت راضی باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعید به نظر می رسد که توهم قدرت باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف illusion

غلط (اسم)
aberration , error , mistake , fallacy , illusion , errancy , delusion , inaccuracy , vagrancy , misbelief
خیال (اسم)
illusion , fiction , impression , vision , apparition , deliberation , intention , guess , thought , design , fancy , idea , notion , imagination , phantom , ghost , mind , meditation , plan , whim , whim-wham , reverie , cogitation , hallucination , figment , dream , simulacrum , spectrum , fantom , speculation , phantasma , wraith
گول (اسم)
illusion , cheat , deception , jape , bilk , gull , cajolement , cajolery , humbug , crimp
خیال باطل (اسم)
illusion , castle building
خیال واهی (اسم)
illusion , castle building , chimera
خیال خام (اسم)
illusion , castle building
حیله (اسم)
illusion , foul , craft , cunning , deftness , wile , deception , deceit , fraud , evasion , trick , ruse , humbug , gaff , imposture , gimmick , guile , monkeyshine , slyness
وهم (اسم)
illusion , fiction , delusion , fancy , specter , whim , fantasy , hallucination , figment , whigmaleerie , mirage

معنی illusion در دیکشنری تخصصی

[روانپزشکی] خطاهای ادراکی - خطای حسی، ایلوزیون. یکی از اختلالات درک است که در آن اشیاء یا پدیده های واقعی بصورت متفاوت و تغییر یافته درک می شوند. ایلیوزین لزوماً دلیل پسیکوپاتولوژی نیست و در افراد بهنجار که نقصی در اعضاء حسی دارند، همچنین بر طبق قوانین فیزیکی (مثل شکست نور) نیز دیده می شود. مثال کلاسیکی از خطای حسی بصری شکسته و خمیده به نظر رسیدن قاشق در لیوان پر از آب است. دکارت در این مورد گفته است "چشم من آن را شکست و عقل من آن را ساخت".

معنی کلمه illusion به انگلیسی

illusion
• delusion, false impression of reality; misconception, false idea
• an illusion is a false idea or belief.
• an optical illusion is something that looks like one thing but is really something else or is not there at all.
optical illusion
• image that is deceiving to the eye
• an optical illusion is something such as an object or design that deceives your eyes and causes you to think you see something different from what is really there.

illusion را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی illusion

محمد عبدالعلی‌پور ١٥:٥٩ - ١٣٩٦/٠٨/٢٠
خیال باطل
|

کوهیار عابدینی نسب ١٥:٢١ - ١٣٩٦/١٢/١٨
پندار
پندار پوچ
خطای ادراک
پندار فریب آمیز
فرانموده
|

Ghazal ١٣:٤٢ - ١٣٩٧/٠٦/٢٦
فریب خوردن
|

سارا ٠٦:٣٣ - ١٣٩٧/٠٨/٢١
تصویرگری ذهنی غلط
|

ebitaheri@gmail.com ٠١:١٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠٥
گمان‌انگاری ، وهم‌انگاری ، وهم‌پنداری
|

پیشنهاد شما درباره معنی illusion



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی illusion
کلمه : Illusion
املای فارسی : ایلوسیون
اشتباه تایپی : هممعسهخد
عکس Illusion : در گوگل


آیا معنی illusion مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )