انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 831 100 1

imitation

تلفظ imitation
تلفظ imitation به آمریکایی/ˌɪməˈteɪʃn̩/ تلفظ imitation به انگلیسی/ˌɪmɪˈteɪʃn̩/

معنی: ساختگی، بدلی، تقلید، چیز تقلیدی
معانی دیگر: بدل سازی، همانندسازی، مانشگری، خمانیدن، سرمشق گیری، تقلبی، ناسره، نبهره، مصنوعی، جعل، رونوشت سازی، (زیست شناسی) والوچ، (فلسفه - افلاطون: روشی که طبق آن موجودات الگوهای ابدی را به طور ناقص در خود وارد می کنند) در نهاد، (ارسطو: تجسم هنری نه از راه تقلید مو به مو بلکه با نشان دادن ماهیت و نهاد اصلی چیزی) نهادنمایی، پیروی، جعلی

بررسی کلمه imitation

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or an instance of imitating.
مترادف: copy, emulation, mimic, reproduction, resemblance, simulation
مشابه: facsimile, mirror, simulacrum

(2) تعریف: a copy of an original.
مترادف: copy, replication, simulation
متضاد: original
مشابه: facsimile, image, mirror, mock, replica, reproduction, simulacrum

(3) تعریف: a literary work whose form or manner is copied from another work or author.
مترادف: plagiarism
مشابه: appropriation, copy, forgery, fraud, imposture, piracy
صفت ( adjective )
• : تعریف: meant to resemble something natural or original.
مترادف: fake, false, sham, simulated
متضاد: genuine, real
مشابه: artificial, counterfeit, derivative, fraudulent, mock, shoddy, synthetic

- imitation fur
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] موی مصنوعی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خز مصنوعی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه imitation در جمله های نمونه

1. imitation diamond
ترجمه الماس بدلی

2. imitation is the sincerest form of flattery
ترجمه تقلید مخلصانه‌ترین نوع چاپلوسی است.

3. imitation leather
ترجمه چرم مصنوعی

4. a pale imitation of his father
ترجمه تقلید مذبوحانه‌ای از پدرش

5. a poem written in imitation of hafez
ترجمه شعری که به تقلید از حافظ نوشته شده است

6. No man ever yet became great by imitation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تا به حال هیچ مردی با تقلید از او موفق نشده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ کس هنوز هم با تقلید بزرگ شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Imitation is the sincerest form of flattery. Charles Caleb Colton
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] imitation \"یه بدل به چاپلوسی هست\" چارلز کالب Colton،
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تقلید صادقانه شکل چاپلوسی است چارلز کالب کلتون
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The imitation hardly matches up to the original.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تقلیدی بود که به هیچ وجه با اصل آن مطابقت نداشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تقلید تقریبا منطبق با اصل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. They discussed important issues in imitation of their elders.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها درباره مسائل مهم در تقلید از ریش سفیدان خود بحث و تبادل نظر کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها مسائل مهم را در تقلید از بزرگان خود مورد بحث قرار دادند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. This latest production is a pale imitation of the original .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این آخرین تولید تقلیدی از اصل است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این آخرین تولید یک تقلید رنگی از اصل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He can do a passable imitation of the maths teacher.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او می‌تواند تقلید ملایم از معلم ریاضی را انجام دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او می تواند یک تقلید قابل قبول از معلم ریاضی را انجام دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. She wore an imitation of a sailor's hat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کلاه ملاحی را تقلید می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک تقلید از کلاه ملوان را داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. We all fell about when he did his imitation of the tea-lady.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه ما در آن موقع که او تقلید از خانم چای را انجام می‌داد همه چیز خراب شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زمانی که او تقلید از بانوی چای را تمام کرد، همه ما سقوط کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The salesman fobbed the lady off with an imitation diamond.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فروشنده با یک الماس بدلی از آن زن بیرون آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فروشنده این خانم را با الماس تقلبی خاموش کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. It's an original, not one of those imitation jobs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک اصل است، نه یکی از آن کاره‌ای تقلیدی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این اصلی است، نه یکی از آن شغل تقلیدی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. It's not real leather; it's only an imitation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چرم واقعی نیست؛ این فقط یک تقلید است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چرم واقعی نیست این فقط یک تقلید است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف imitation

ساختگی (اسم)
sham , fake , falsification , imitation , forgery , pastiche , postiche , pseud
بدلی (اسم)
makeshift , counterfeit , imitation
تقلید (اسم)
fake , simulation , farce , burlesque , imitation , emulation , mimicry , mime , mimesis
چیز تقلیدی (اسم)
imitation

معنی عبارات مرتبط با imitation به فارسی

الماس بدل
توری بدل، توری نما

معنی imitation در دیکشنری تخصصی

[نساجی] چرم مصنوعی
[نساجی] پارچه شبه دولا
[نساجی] نوعی پارچه - پارپه ای که خام آن رنگرزی شده و فقط نخ چله آن رنگ می گیرد
[کامپیوتر] بازی تقلید
[نساجی] تور گلدار ماشینی - تور گلدار بدلی
[نساجی] چرم مصنوعی
[نساجی] اثر شبه نواری- طرح شبه نواری
[نساجی] ابریشم مصنوعی
[نساجی] نخ پنبه ای پوشیده شده با پودر فلزی
[نساجی] شبه برداشت

معنی کلمه imitation به انگلیسی

imitation
• mimicry, impersonation; emulation; copying, duplication
• counterfeit, made to look like something else (leather, jewelry, etc.)
• an imitation is a copy of something else.
• if you give an imitation of someone, you copy the way they speak or behave.
• imitation things are not genuine but are made to look genuine.
imitation impulse
• inborn instinct to imitate what is seen in one's surroundings
imitation leather
• artificial leather, synthetic leather
imitation pearls
• fake pearls that are made to look like real ones
brilliant imitation
• excellent impersonation, skillful impression
cheap imitation
• inexpensive and low-quality version of a more expensive product
good imitation
• good copy, accurate simulation, accurate reproduction
pale imitation
• poor copy, inferior reproduction, shoddy emulation
slavish imitation
• imitation that is too similar to the original

imitation را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی imitation



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی imitation
کلمه : imitation
املای فارسی : ایمیتتین
اشتباه تایپی : هئهفشفهخد
عکس imitation : در گوگل


آیا معنی imitation مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )