برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1277 100 1

immediately

/ˌɪˈmiːdiətli/ /ɪˈmiːdɪətli/

معنی: مستقیما، بلافاصله
معانی دیگر: در دم، فورا، فی الفور، آنا، یکدم، بیدرنگ، سرراست، یکسره، بی میانگیر، بلاواسطه، (بیشتر در انگلیس) به مجرد اینکه، زود، عاجلا، بیواسطه

بررسی کلمه immediately

قید ( adverb )
(1) تعریف: without delay; promptly.
مشابه: forthwith, instantly, on the double, on the spot, outright, right, right away, right off, right off the bat, soon, straight away

- Come immediately!
[ترجمه A.M.J] بلافاصله بیا!
|
[ترجمه یاماناشا] فورا بیا!
|
[ترجمه خ] بی معطلی بیا
|
[ترجمه Hannan] بدون هيچ درنگي بيا|
[ترجمه ترگمان] زود بیا!
[ترجمه گوگل] بیا بلافاصله!
[ترجمه شما] ...

واژه immediately در جمله های نمونه

1. immediately after death, the body begins to decay
بلافاصله پس از مرگ،بدن شروع می‌کند به گندیدن

2. immediately beyond the river is a small, red building
درست پس از رودخانه،بنای کوچک و قرمز رنگی قرار دارد.

3. i immediately understood the full import of her words
فورا مفهوم کامل حرف‌های او را درک کردم.

4. return immediately when you are done
به مجرد اینکه کارت تمام شد برگرد.

5. she stood up immediately and opened the window
او بیدرنگ بلند شد و پنجره را گشود.

6. mistakes must be rectified immediately
اشتباهات باید فوری برطرف شوند.

7. she took my hint immediately
فورا به اشاره‌ی من پی برد.

8. they welcomed ali's suggestion immediately
فورا از پیشنهاد علی استقبال کردند.

9. captured soldiers must be disarmed immediately
سربازان اسیر باید فورا خلع سلاح شوند.

10. i am going to leave immediately
من فوری خواهم رفت.

11. you must notify the police immediately
بایستی فوری به شهربانی اطلاع بدهی.

12. we will outlaw the ...

مترادف immediately

مستقیما (قید)
nearly , straight , square , instantly , directly , immediately , straightly , per se , first-hand , point-blankly
بلافاصله (قید)
immediately

معنی immediately در دیکشنری تخصصی

immediately
[فوتبال] فورا-بدون واسطه
[ریاضیات] بلافاصله پس از

معنی کلمه immediately به انگلیسی

immediately
• right away, shortly, at once, without delay
• as soon as
• if something happens immediately, it happens without any delay.
• you can use immediately when you are talking about something that can be understood or used without delay.
• immediately also means next in time or position.
• immediately is also used to show that something is closely and directly involved in a situation.
• you also use immediately when you are saying that something happens as soon as something else has happened.

immediately را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

وانیا
درجا
سینا عباسی
بی شک-with out doubt
اگر کاری از دستم برای دیکشنری تون بر میاد بگید انجام بدم هر کاری بگید چه کم چه زیاد هزار تک تومان میگیرم سینا عباسی هستم دارای مدرک ket و وpet
ابوالفضل خوجه
به یک مرتبه
saba
فوری, سریع
Yeganeh
بلافاصله
Mahsa
Without delay , at once
ناشناس
فوری
s.a
درست ( مثال: درست بالای: Immediately above)
حدیث ایران
فورا- بلافاصله
omid-f
متصل
کاربر آبادیس
بلافاصله، فورا
مهناز
هرچه زودتر
هانيه
As soon as possible
فورا
sara
فورا
Elham.adn
فورا.بیدرنگ
حسن
فی المجلس.
آرمینا
فورا
م
زود بیا
Z
فورا
Ghazal.Alireza
دقیقا
مستقیما
Nima
Exactly at that time

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی immediately
کلمه : immediately
املای فارسی : ایممدیتلی
اشتباه تایپی : هئئثیهشفثمغ
عکس immediately : در گوگل

آیا معنی immediately مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )