برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1351 100 1

impanel

/ˌɪmˈpænl̩/ /ɪmˈpænl̩/

معنی: در صورت نوشتن، نامنویسی کردن
معانی دیگر: (حقوق) نام کسی را در فهرست هیاءت داوران وارد کردن، نام نویسی کردن در هیئت منصفه

بررسی کلمه impanel

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: impanels, impaneling, impaneled
مشتقات: impanelment (n.)
• : تعریف: to enroll on a list or panel for jury duty, or to select (a juror or a jury) from such a list.

واژه impanel در جمله های نمونه

1. A new grand jury is to be impaneled Wednesday.
[ترجمه ترگمان]یک هیات‌منصفه عالی جدید روز چهارشنبه انتخاب می‌شود
[ترجمه گوگل]یک هیئت منصفه بزرگ جدید روز چهارشنبه امضا خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. To select or impanel ( a jury ).
[ترجمه ترگمان]برای انتخاب یا impanel (یک هیات‌منصفه)
[ترجمه گوگل]برای انتخاب یا impanel (هیئت داوران)
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The concern was obvious, for airing the movie there presumably would make it infinitely harder to impanel an impartial jury.
[ترجمه ترگمان]نگرانی مشهود بود، چرا که پخش این فیلم احتمالا سخت‌تر از آن بود که هیات‌منصفه بی‌طرف را محاکمه کند
[ترجمه گوگل]نگرانی آشکار بود، زیرا پخش فیلم به احتمال زیاد باعث می شود تا هیئت منصفه بی طرفانه به طور ناگهانی سخت تر شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. And because we haven't have the strength of characters to go after that, I want to impanel a grand jury so if people are ripping off the state of California, they are going to go to jail. . .
[ترجمه ترگم ...

مترادف impanel

در صورت نوشتن (فعل)
empanel , impanel
نامنویسی کردن (فعل)
empanel , impanel

معنی کلمه impanel به انگلیسی

impanel
• put on a list for jury duty; choose a jury from a list of names

impanel را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد علی پور
انتخاب کردن، نام نوشتن
میلاد علی پور
تشکیل شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی impanel
کلمه : impanel
املای فارسی : ایمپنل
اشتباه تایپی : هئحشدثم
عکس impanel : در گوگل

آیا معنی impanel مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )