انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 890 100 1

بررسی کلمه impedance

اسم ( noun )
• : تعریف: a measure of the total resistance of an electric circuit to an alternating current flow, usu. expressed in ohms.

واژه impedance در جمله های نمونه

1. This provides a relatively high input impedance looking into their bases and a low output impedance at the emitters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این امر یک امپدانس ورودی نسبتا بالا به bases و یک مقاومت ظاهری پایین در ساطع کننده ساطع کننده را فراهم می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک امپدانس ورودی نسبتا بالا را به دنبال پایگاه های خود و یک امپدانس خروجی کم در فرستنده ها فراهم می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Finally, is the small-signal, complex, output impedance when the input is open circuit to signals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در نهایت، امپدانس ورودی کوچک، پیچیده و خروجی وقتی ورودی به سیگنال تبدیل می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در نهایت، امپدانس کوچک سیگنال، پیچیده، خروجی، هنگامی که ورودی مدار باز به سیگنال است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The term iterative impedance is applied to a load that renders the input impedance of an asymmetric section equal to it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عبارت مقاومت کننده تکرار شونده به بار اعمال می‌شود که امپدانس ورودی یک بخش نامتقارن برابر با آن را نشان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امپدانس تکرار اصطلاح به یک بار اعمال می شود که امپدانس ورودی یک بخش نامتقارن برابر با آن را اعمال می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. This resulting increase in impedance between the electrodes may be observed on a pen recorder.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این افزایش منجر به افزایش امپدانس بین الکترودها، ممکن است روی یک ضبط‌صوت مشاهده شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این نتیجه افزایش امپدانس بین الکترودها ممکن است در یک ضبط کننده قلم مشاهده شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Discussion Impedance planimetry is a novel technique offering possibilities to characterise biomechanical properties invivo of the gut wall.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بحث امپدانس مباحثاتی یک تکنیک جدید است که امکان توصیف ویژگی‌های biomechanical invivo از دیوار درونی را فراهم می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بحث سنجش امپدانس امری است که روش جدیدی را ارائه می دهد که ویژگی های خواص بیومکانیکی آن را بر روی دیواره روده نشان می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. At low-enough frequencies to satisfy, the input impedance is virtually which is becoming very large.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در فرکانس‌های پایین - به اندازه کافی برای راضی کردن، مقاومت ظاهری ورودی عملا بسیار بزرگ می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در فرکانس های کم کافی برای برآورده شدن، امپدانس ورودی تقریبا بسیار بزرگ است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Its high input impedance means that it does not load a signal source which it copies at its output.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امپدانس ورودی بالای آن به این معنی است که یک منبع سیگنال بار نمی‌کند که در خروجی آن کپی می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امپدانس ورودی بالا آن به این معنی است که یک منبع سیگنال را که در خروجی آن کپی می کند بارگیری نمی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The impedance of the battery alone is enough to regulate their input.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امپدانس تنها باتری به اندازه کافی برای تنظیم ورودی آن‌ها کافی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امپدانس باتری به تنهایی به اندازه کافی برای تنظیم ورودی آن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Ideally, any alternating voltmeter should possess infinite impedance and any a. c. meter negligible impedance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به طور ایده‌آل هر voltmeter متناوب باید دارای امپدانس بی‌نهایت باشد پ امپدانس قابل اغماض سنج
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حالت ایده آل، هر ولتاژ متناوب باید دارای امپدانس بی نهایت باشد و هر یک ج امپدانس نادری متر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The output impedance is about 0. 02 ohm at the 5V end and 0. 1 ohm at the 15V end of the range.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امپدانس ورودی در حدود ۰ است یک اهم در قسمت ۵ V و ۰ ۱ اهم در انتهای ۱۵ V محدوده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امپدانس خروجی حدود 0 02 اهم در انتهای 5 و 0 و 1 اهم در انتهای 15 ولت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The input impedance also deteriorates at high frequencies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مقاومت ظاهری ورودی نیز در فرکانس‌های بالا از بین می‌رود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امپدانس ورودی نیز در فرکانس های بالا خراب می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The AC impedance technology and chronoamperometry were employed to study the electrochemical Characteristic of the membrane.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تکنولوژی امپدانس AC و chronoamperometry برای مطالعه مشخصه الکتروشیمیایی غشا به کار گرفته شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای بررسی ویژگی های الکتروشیمیایی غشا، تکنولوژی امپدانس AC و کرونومریمتری مورد استفاده قرار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Impedance, Gain, Radiation pattern, Beam width, Radiation resistance, Antenna efficiency, Directivity and Polarization Measurements.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امپدانس، Gain، الگوی پراکنش، عرض پرتو، مقاومت تابش، کارایی آنتن، directivity و اندازه‌گیری‌های قطبش
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امپدانس، افزایش، الگوی تابش، عرض پرتو، مقاومت پرتو، بازده آنتن، اندازه گیری جهت و قطبی شدن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی عبارات مرتبط با impedance به فارسی

علوم مهندسى : امپدانس بالا

معنی impedance در دیکشنری تخصصی

impedance
[شیمی] جلوگیرى ، مقاومت مرکب ، امپدانس ، پاگیرى (که برحسب ohm اندازه گیرى می شود)
[کامپیوتر] مقاومت ظاهری
[برق و الکترونیک] امپدانس مخالفت کلی یک قطعه یا مدار در مقابل عبور جریان متناوب یا متغیر. امپدانس Z بر حسب اهم بیان می شود و ترکیبی از دو مؤلفه ی مقاومت R و رآکتانس X است به گونه ای که اندازه ی امپدانس برابر با ریشه ی دوم مجموع مربعات R , Z است .همچنین امپدانس را می توان از رابطه ی Z=E/1 حساب کرد که در آن E ولتاژ AC وارد شده به مدار و I جریان متناوبی است که در مدار جاری می شود. در موقع انجام محاسبات ،امپدانس به صورت نسبت مختلط ولتاژ به جریان در نظر گرفته می شود. - امپدانس ، پاگیرایی
[ریاضیات] مقاومت ظاهری
[برق و الکترونیک] تحلیل کننده امپدانس
[برق و الکترونیک] پل امپدانس - پل امپدانسی پلی که برای اندازه گیری یا مقایسه ی امپدانسهای مختلف نظیر ظرفیت ،القا کنایی و مقاومت به کار می رود.
[برق و الکترونیک] مشخصه ی امپدانس نمودار تغییرات امپدانس مدار نسبت به بسامد . - مشخصه امپدانس
[برق و الکترونیک] مبدل امپدانس
[برق و الکترونیک] تزویج امپدانس تزویج دو مدار سیگنال به کمک یک امپدانس که معمولاً چوک است . در تقویت کننده های شنیداری که به بهره ی بالا و باند گذر محدود نیاز است،از این نوع تزویج استفاده می شود.
[معدن] ضریب امپدانس (آتشباری)
[برق و الکترونیک] پسخورد امپدانسی استفاده از شبکه ی امپدانسی غیر فعال برای پسخورد از خروجی یک تقویت کننده ی عملیاتی به نقطه ی اتصال ورودی .
[برق و الکترونیک] معکوس کننده امپدانس
[برق و الکترونیک] تطبیق امپدانسی وضعیتی که در آن امپدانس بار با امپدانس داخلی منبع یا امپدانس مشخصه ی یک خط انتقال برابر است .در این حالت بیشترین انرژی از منبع به بار و با کمترین بازتاب و اعوجاج منتقل می شود.
[برق و الکترونیک] تطبیق امپدانس
[برق و الکترونیک] امپدانس آکوستیکی فشار صوتی بر واحد سطح تقسیم بر شار صوتی گذرنده از سطح که بر حسب اهم آکوستیکی بیان می شود. مؤلفه ی حقیقی امپدانس آکوستیکی ، مقاومت آکوستیکی و مؤلفه ی موهومی آن را کتانس آکوستیکی است . دو نوع رآکتانس عبارت اند از تن دهی آکوستیکی و جرم آکوستیکی .
[برق و الکترونیک] امپدانس بار آند ؛ امپدانس بار جوشن امپدانس کل بین آند و کاتد یک لامپ الکترونی بدون جریان الکترون ها.
[برق و الکترونیک] امپدانس ظاهری
[برق و الکترونیک] امپدانس مشخصه - امپدانس مشخصه امپدانسی که در صورت اتصال به سرهای خروجی یک خط انتقال با طول نامشخص ، طول ظاهری آن را به بی نهایت می رساند. در نتیجه هیچگونه موج ایستا روی خط وجود نخواهد داشت و نسبت ولتاژ به جریان در هر نقطه از خط یکسان خواهد بود . در موجبر تطبیق یافته ، امپدانس مشخصه برابر با نسبت ولتاژ « آر ام اس» به کل جریان طولی « آر ام اس» در نقاط مشخصی روی قطر موجبر است. برای یک قطعه آکوستیک امپدانس مشخصه به صورت نسبت فشار صدای مؤثر در هر نقطه به سرعت مؤثر ذره در آن نقطه تعریف می شود.
[برق و الکترونیک] امپدانس ورودی - تفاضلی امپدانس بین سرهای وارونگر و ناوارونگر یک تقویت کننده ی تفاضلی که عمدتاً مقاومتی - خازنی است.
[برق و الکترونیک] امپدانس نقطه تحریک نسبت مختلط ولتاژ متناوب اعمال شده به لامپ الکترونی ، شبکه با سایر مبدلها به جریان متناوب حامل از آن . - امپدانس نقطه تحریک
[برق و الکترونیک] امپدانس ظاهری ؛ امپدانس تصویری امپدانسی که اگر به ورودی و خروجی یک ترادیسنده متصل شود، امپدانسهای پایانه های ورودی و خروجی آن در هر دو جهت یکسان خواهد بود در نتیجه امپدانس بار وامپدانس معادل داخلی ترادیسنده تصویر یکدیگر می شوند. در این وضعیت حداکثر توان منتقل می شود. چنانچه دو امپدانس تصویری برابر باشد مقدار آنها با امپدانس مشخصه یکی خواهد بود.
[برق و الکترونیک] امپدانس ورودی - امپدانس ورودی امپدانس دیده شده بین سرهای ورودی تقویت کننده یا خط انتقال در موقع قطع منبع .
[برق و الکترونیک] امپدانس تکراری امپدانسی که در صورت اتصال به یک روج سر از ترادیسنده ای چهار - سر ، امپدانس مشابهی را بین زوج سر دوم ظاهر می کند . امپدانس تکراری خط انتقال یکنواخت ، مشابه با امپدانس مشخصه ی آن است . در صورتی که ترادیسنده چهار - سر متقارن باشد ، امپدانس تکراری هر دو زوج سر مشابه هم و برابر با امپدانسهای تصویری و امپدانس مشخصه ی آن است .
[برق و الکترونیک] امپدانس خط امپدانس بین دو سر خط انتقال . - امپدانس خط

معنی کلمه impedance به انگلیسی

impedance
• total amount of resistance (electricity, physics); obstacle, hindrance

impedance را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی impedance

ebitaheri@gmail.com ٠٨:١٨ - ١٣٩٨/٠١/١٨
مقاومتِ جریانی
|

پیشنهاد شما درباره معنی impedance



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

A... > were
رضا خرم > relies
مریم > مریم
مهرسا > claim
Karim > ژینوس
علی سهام > biomolecular
فاطمه شعبانی > چیکال
فافا > رونا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی impedance
کلمه : impedance
املای فارسی : ایمپدنک
اشتباه تایپی : هئحثیشدزث
عکس impedance : در گوگل


آیا معنی impedance مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )