imperil

/ˌɪmˈperəl//ɪmˈperəl/

معنی: بخطر انداختن، در مخاطره انداختن
معانی دیگر: به خطر انداختن، به مخاطره انداختن

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: imperils, imperiling, imperiled
مشتقات: imperilment (n.)
• : تعریف: to put at risk; endanger.
مترادف: endanger, hazard, jeopardize
مشابه: chance, compromise, expose, menace, peril, risk, venture

- His reckless driving imperiled the lives of his passengers.
[ترجمه گوگل] رانندگی بی احتیاطی او جان مسافرانش را به خطر انداخت
[ترجمه ترگمان] رانندگی بی ملاحظه او جان مسافران را به خطر می اندازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. local wars imperil world peace
جنگ های محلی صلح جهانی را به خطر می اندازند.

2. Tax increases now might imperil economic recovery.
[ترجمه گوگل]افزایش مالیات در حال حاضر ممکن است بهبود اقتصادی را به خطر بیندازد
[ترجمه ترگمان]اکنون افزایش مالیات ممکن است بهبود اقتصادی را به خطر بیاندازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A police raid would imperil the lives of the hostages.
[ترجمه گوگل]حمله پلیس جان گروگان ها را به خطر می اندازد
[ترجمه ترگمان]حمله پلیس، جان گروگان ها را به خطر می اندازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Any diminution in the number of survivors would imperil the chance for continuation.
[ترجمه گوگل]هر گونه کاهش در تعداد بازماندگان، شانس ادامه را به خطر می اندازد
[ترجمه ترگمان]هر کاهش تعداد بازماندگان، شانس تداوم را به خطر می اندازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Any criminal prosecution could imperil the company's then-imminent public offering of $ 35 million in stock.
[ترجمه گوگل]هرگونه تعقیب کیفری می تواند عرضه عمومی قریب الوقوع 35 میلیون دلاری شرکت را در معرض خطر قرار دهد
[ترجمه ترگمان]هر گونه پی گرد جزایی می تواند به خطر انداختن ۳۵ میلیون دلار سهام این شرکت را به خطر بیاندازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Merrill Lynch reports that a collapse could imperil Midwestern banks.
[ترجمه گوگل]مریل لینچ گزارش می دهد که سقوط می تواند بانک های غرب میانه را به خطر بیندازد
[ترجمه ترگمان]مریل لینچ گزارش می دهد که فروپاشی می تواند بانک های Midwestern را به خطر بیاندازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Insect-borne diseases imperil humans and animals, and there are many mosquito-borne diseases with complicated manifestations.
[ترجمه گوگل]بیماری های منتقله از طریق حشرات انسان و حیوانات را تهدید می کند و بسیاری از بیماری های منتقله از طریق پشه با تظاهرات پیچیده وجود دارد
[ترجمه ترگمان]بیماری های ناشی از حشرات، انسان ها و حیوانات را به خطر می اندازند و بسیاری از بیماری های ناشی از پشه را با اشکال پیچیده به خطر می اندازند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Conservationists say the losses could imperil the long - term survival of the creatures.
[ترجمه گوگل]حافظان محیط زیست می گویند این تلفات می تواند بقای طولانی مدت موجودات را به خطر بیندازد
[ترجمه ترگمان]Conservationists می گویند که این تلفات می تواند بقای طولانی مدت موجودات را به خطر بیاندازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I will not imperil my soul. I will uphold the justice of the Church.
[ترجمه گوگل]من روحم را به خطر نمی اندازم من از عدالت کلیسا حمایت خواهم کرد
[ترجمه ترگمان]من جون خودم رو به خطر نمیندازم من از عدالت کلیسا حمایت خواهم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Its plunging stock price threatened spook customers and imperil the bank.
[ترجمه گوگل]سقوط قیمت سهام آن، مشتریان ترسناک را تهدید کرد و بانک را به خطر انداخت
[ترجمه ترگمان]قیمت سهام در آن، مشتریان را تهدید کرده و بانک را به خطر می اندازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. A victory for Allende would imperil our interests in the Western Hemisphere.
[ترجمه گوگل]پیروزی آلنده منافع ما را در نیمکره غربی به خطر می اندازد
[ترجمه ترگمان]پیروزی برای آلنده بر منافع ما در نیم کره غربی به خطر می افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Violence and military attacks will imperil peace.
[ترجمه گوگل]خشونت و حملات نظامی صلح را به خطر می اندازد
[ترجمه ترگمان]خشونت و حملات نظامی صلح را به خطر می اندازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. It goes without saying that any infringements of these new restrictions will imperil what is already an extremely sensitive access agreement.
[ترجمه گوگل]ناگفته نماند که هرگونه نقض این محدودیت‌های جدید، توافقنامه دسترسی بسیار حساس را به خطر می‌اندازد
[ترجمه ترگمان]لازم به ذکر است که هرگونه نقض این محدودیت های جدید، آنچه که در حال حاضر یک توافق نامه دسترسی بسیار حساس است را به خطر خواهد انداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Attacks on network increase rapidly in the recent years and imperil the security of network.
[ترجمه گوگل]حملات به شبکه در سال های اخیر به سرعت افزایش یافته و امنیت شبکه را به خطر می اندازد
[ترجمه ترگمان]حملات به شبکه به سرعت در سال های اخیر افزایش پیدا کرده و امنیت شبکه را به خطر می اندازند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بخطر انداختن (فعل)
risk, hazard, jeopardize, imperil, jeopard

در مخاطره انداختن (فعل)
imperil

تخصصی

[حقوق] به مخاطره انداختن

انگلیسی به انگلیسی

• endanger, put in danger, place at risk
something that imperils you puts you in danger; a formal word.

پیشنهاد کاربران

به مخاطره انداختن
مثال:
You are liable to imperil your life
تو مستعد هستی زندگی خود را به مخاطره بیاندازی.
�فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ�
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : imperil
✅️ اسم ( noun ) : peril
✅️ صفت ( adjective ) : perilous
✅️ قید ( adverb ) : perilously
سیج کردن، در معرض خطر قرار گرفتن، خطرپذیری کردن، ریسک
در معرض خطر

بپرس