انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1012 100 1

important

تلفظ important
تلفظ important به آمریکایی/ˌɪmˈpɔːrtənt/ تلفظ important به انگلیسی/ɪmˈpɔːtnt/

معنی: ژرف، مهم، عمده، خطیر، فوق العاده، با اهمیت، پر اهمیت
معانی دیگر: کرامند، مهست، ذی نفوذ، بانفوذ، فرمند، مقتدر

بررسی کلمه important

صفت ( adjective )
مشتقات: importantly (adv.)
(1) تعریف: having relatively great significance or value.
مترادف: consequential, great, significant
متضاد: immaterial, insignificant, light, little, minor, petty, slight, small, trifling, trivial, unimportant
مشابه: big, critical, crucial, essential, major, material, operative, pivotal, real, salient, seminal, serious, substantial, vital

- Voting rights is an important issue.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] حق رای یک مساله مهم است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] حقوق رأی دادن یک مسئله مهم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- It's important to change your car's oil at regular intervals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] مهم است که روغن اتومبیل خود را در فواصل زمانی منظم تعویض کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] مهم است که روغن خودرو خود را در فواصل منظم تغییر دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: having consequence; consequential.
مترادف: consequential, significant, weighty
متضاد: inconsequential, petty, silly, unimportant
مشابه: big, crucial, material, momentous, pivotal, real, serious

- Which college to attend is an important decision.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] کدام کالج برای شرکت کردن یک تصمیم مهم است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] کدام کالج برای شرکت در یک تصمیم مهم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: having relatively great influence or authority.
مترادف: eminent, influential, major, notable, prominent
متضاد: unimportant
مشابه: big, distinguished, esteemed, high, leading, preeminent, prestigious, principal, respected, worthy

- The judge in the case is an important person in the town.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] قاضی پرونده یک فرد مهم در این شهر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] قاضی در مورد یک شخص مهم در شهر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: being notable; noteworthy.
مترادف: considerable, notable, noteworthy, remarkable
متضاد: minor
مشابه: big, conspicuous, eminent, major, memorable, prominent, salient

- The skyscraper is an important landmark of the city.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این آسمان‌خراش یک نقطه عطف مهم شهر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آسمان خراش یکی از اهداف مهم شهر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه important در جمله های نمونه

1. an important british outpost in the far east
ترجمه یک پایگاه مهم نظامی انگلیس در خاور دور

2. an important date in iran's sporting calendar
ترجمه تاریخ مهمی در فهرست رویدادهای ورزشی ایران

3. an important grape-growing section of california
ترجمه منطقه‌ی مهم کشت انگور در کالیفرنیا

4. an important item in our export
ترجمه یک قلم عمده از صادرات ما

5. an important step forward
ترجمه گام مهمی به پیش

6. less important details are relegated to the footnotes
ترجمه جزئیات کم‌اهمیت‌تر را در پانویس‌ها آورده‌اند.

7. the important information that has been dredged up from the old files
ترجمه اطلاعات مهمی که از آن پرونده‌های قدیمی استخراج شده است

8. battles and important enterprises in which my grandfather took part
ترجمه نبردهای مهم و عملیات جسورانه‌ای که پدربزرگم در آن شرکت داشت

9. it is important that you attend the meeting
ترجمه حضور شما در جلسه حائز اهمیت است.

10. it is important to me
ترجمه برای من اهمیت دارد.

11. on certain important points the letter is quite silent
ترجمه آن نامه در مورد برخی نکات مهم کاملا گنگ است.

12. the most important battle of that war
ترجمه مهم‌ترین نبرد آن جنگ

13. the most important characteristic of his poetry is its mediocrity
ترجمه مهمترین ویژگی اشعار او معمولی بودن آن است.

14. the most important event in my life
ترجمه مهمترین رخداد زندگی من

15. the most important of all
ترجمه از همه مهمتر،مهمترین همه

16. the most important thing that you must remember
ترجمه مهمترین چیزی که باید به خاطر داشته باشی

17. education is an important factor in determining the mind-set
ترجمه آموزش و پرورش در تعیین ساختار فکری جوانان عامل مهمی است.

18. fate plays an important role in greek drama
ترجمه در تئاتر یونان سرنوشت نقش مهمی دارد.

19. he has an important job in the company
ترجمه او در شرکت سمت مهمی دارد.

20. he holds an important position
ترجمه او مقام مهمی دارد.

21. he inserted an important notice in the newspaper
ترجمه او آگهداد مهمی را در روزنامه منتشر کرد.

22. he shoulders several important duties at the ministry
ترجمه در وزارتخانه چندین مسئولیت مهم را به عهده دارد.

23. it is more important to prevent disease than to cure it
ترجمه پیشگیری از بیماری مهمتر از درمان آن است.

24. marriage is an important decision
ترجمه ازدواج تصمیم مهمی است.

25. money is an important consideration in this case
ترجمه در این مورد پول عامل مهمی است.

26. oil plays an important role in the inhibition of rust
ترجمه روغن در جلوگیری از زنگ زدگی نقش مهمی دارد.

27. one of the important events of recent years
ترجمه یکی از مهمترین رویدادهای سال‌های اخیر

28. one of the important people in the ministry
ترجمه یکی از اشخاص با نفوذ وزارتخانه

29. portents played an important role in their lives
ترجمه آمد و نیامد نقش مهمی را در زندگی آنها بازی می‌کرد.

30. several pieces of important news
ترجمه چندین خبر مهم

31. the city's most important governmental structure
ترجمه مهمترین ساختمان دولتی شهر

32. the single most important event in the history of iran
ترجمه به راستی مهمترین رویداد تاریخ ایران

33. each worker is an important cog in our plans for the future
ترجمه هریک از کارگران در طرح‌های آینده‌ی ما نقش اساسی خواهد داشت.

34. economic stability is vitally important
ترجمه ثبات اقتصادی اهمیت حیاتی دارد.

35. good health is more important than money
ترجمه سلامتی از پول مهمتر است.

36. his proposal contained two important points
ترجمه پیشنهاد او حاوی دو نکته‌ی مهم بود.

37. his speech covered several important topics
ترجمه سخنرانی او حاوی چندین مطلب مهم بود.

38. his speech touched two important topics
ترجمه نطق او دو مطلب عمده را در بر می‌گرفت.

39. idiomatic expressions form an important part of the english language
ترجمه عبارات اصطلاحی،بخش مهمی از زبان انگلیسی را تشکیل می‌دهند.

40. one of the most important criteria for physical health
ترجمه یکی از مهمترین سنجه‌های سلامتی جسمی

41. she raised a few important issues
ترجمه او چند مطلب مهم را پیش کشید.

42. the "we" is more important than the "i"
ترجمه ((ما)) از ((من)) مهمتر است.

43. wimbledon is the most important contest in the international tennis circuit
ترجمه ویمبلدون مهمترین مسابقه در سلسله مسابقات تنیس بین‌المللی است.

44. a discovery that was very important in the hemisphere of physics
ترجمه کشفی که در زمینه‌ی فیزیک اهمیت زیادی داشت

45. he is always toadying to important people
ترجمه او همیشه تملق مردم متنفذ را می‌گوید.

46. he pinpointed some of the important facts
ترجمه او برخی از نکات مهم را خاطر نشان کرد.

47. scenery and costume were more important to him than the music
ترجمه او به صحنه‌پردازی و جامه‌آرایی بیشتر اهمیت می‌داد تا به موسیقی.

48. she has carved out an important position for herself in the foreign office
ترجمه او در وزارت خارجه برای خود پست مهمی کسب کرده است.

49. the detective is investigating an important new lead
ترجمه کارآگاه سرنخ تازه و مهمی را مورد بررسی قرار می‌دهد.

50. your cooperation will be very important
ترجمه همکاری شما بسیار مهم خواهد بود.

51. a knowledge of foreign languages is important
ترجمه دانستن زبان‌های خارجی مهم است.

52. he has been making all the important pronouncements on government policy
ترجمه همه‌ی دستورات مهم درباره‌ی سیاست دولت را او می‌داده است.

53. i don't want to offend such important people as yourselves
ترجمه نمی‌خواهم اشخاص مهمی مثل شماها را برنجانم.

54. iron is the most common and important of all metals
ترجمه آهن یکی از فراوان ترین و مهمترین فلزات است.

55. persepolis is one of iran's most important monuments
ترجمه تخت‌جمشید یکی از مهمترین بناهای تاریخی ایران است.

56. stalin had the say on all important matters
ترجمه در تمام موضوع‌های مهم اختیار دست استالین بود.

57. the second factor is even more important than the first one
ترجمه عامل دوم از اولی هم مهمتر است.

58. they announced the find of an important manuscript
ترجمه یافتن نسخه‌ی خطی مهمی را اعلام کردند.

59. are the needs of the body more important than the needs of the spirit ?
ترجمه نیازهای جسم مهمتر است یا نیازهای روح‌؟

60. deforestation is arguably one of today's most important problems
ترجمه از بین بردن جنگل‌ها شاید یکی از مهمترین مسائل امروز است.

61. he is very old, which fact is important
ترجمه او خیلی پیر است و این واقعیت اهمیت دارد.

62. help from the privates sector is also important in projecting school building programs
ترجمه در برنامه‌ریزی ساختمان مدارس کمک بخش خصوصی نیز اهمیت دارد.

63. in the future, computing will be as important as literacy
ترجمه در آینده کار با کامپیوتر به اهمیت داشتن سواد خواهد بود.

64. the constitution has invested the president with important political powers
ترجمه قانون اساسی به‌رئیس جمهور اختیارات مهم سیاسی اعطا کرده است.

65. they soon discovered that merchandising is as important as production
ترجمه آنها به زودی دریافتند که بازارپردازی همان قدر مهم است که فرآوری

66. people's perception of what you are is as important as what you actually are
ترجمه استنباط مردم از آنچه که تو هستی همانقدر مهم است که آنچه که تو واقعا هستی.

67. the existence or nonexistence of god was not important to her
ترجمه بودن یا نبودن خدا برایش اهمیت نداشت.

68. the quantity of goods produced is not more important than their quality
ترجمه کمیت کالاهای تولیدی از کیفیت آنها مهم‌تر نیست.

69. the queen's messenger entered the city carrying several important letters
ترجمه پیک ملکه با چندین نامه‌ی مهم به شهر وارد شد.

70. they asked for the patriarch's opinion in all important undertakings
ترجمه در همه‌ی امور مهم از بزرگ خاندان نظرخواهی می‌کردند.

مترادف important

ژرف (صفت)
hard , difficult , abysmal , deep , profound , unfathomable , important , significant , long
مهم (صفت)
serious , main , principal , great , important , significant , earnest , all-important , fateful , substantial , grave , weighty , consequential , considerable , momentous , earthshaking , epochal , newsworthy , overriding , significative
عمده (صفت)
primary , main , principal , prime , important , significant , essential , head , chief , major , excellent , leading , dominant , copacetic , key , staple , predominant , considerable
خطیر (صفت)
serious , great , important , dangerous , hazardous , momentous , esteemed
فوق العاده (صفت)
extraordinary , important , phenomenal , precious , terrific , supernatural , singular , inestimable , rewardable
با اهمیت (صفت)
main , important , momentous
پر اهمیت (صفت)
important

معنی عبارات مرتبط با important به فارسی

بسیار مهم،اساسی،ضروری
خود بزرگ شمار، پر نخوت، پر گند دماغ، خود بزرگ بین، خود ستا

معنی important در دیکشنری تخصصی

important
[ریاضیات] مهم، قابل ملاحظه، چشمگیر
[معدن] آنومالی مهم (ژئوشیمی)
[ریاضیات] اتحاد مهم

معنی کلمه important به انگلیسی

important
• significant; consequential; influential; prominent; pompous, arrogant
• something that is important is very significant, valuable, or necessary.
• an important person has influence or power.
important find
• significant discovery, significant result or finding
important matter
• important issue, significant issue
important people
• famous personalities, influential people
important person
• person with great social influence
important thing
• matter of great significance or value
all important
• indispensable; of very great significance, of greatest importance; crucial (e.g. "this is an all-important question")
it is extremely important
• it is of the utmost urgency
not important
• not significant, doesn't matter
self important
• someone who is self-important behaves in a way which shows that they believe they are more important than other people.

important را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی important

Maryam💞 ١٣:٥٨ - ١٣٩٦/١٢/١٨
مهم
|

Setayesh-Arya ١٢:٣٩ - ١٣٩٧/٠٩/٠٧
means necessary=vital=essential=significant=crucial
|

محمد پارسا آموزگار بهمبری ١٧:٢١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٦
مهم ,
|

مهدی حامدی ١٤:٥٦ - ١٣٩٧/١٠/٠٥
خیلی مهم
|

Hasti ١٧:٠٩ - ١٣٩٧/١١/١٥
مهم،با اهمیت
|

Aysan ١٢:٣٠ - ١٣٩٧/١٢/٢٥
مهم
|

X ١٤:٣٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٦
مهم، خیلی مهم، اضطراری
|

مهدی ٢٠:٢٣ - ١٣٩٨/٠٢/١٥
مهم
|

Amir ali ١٤:٠٩ - ١٣٩٨/٠٤/١٨
بسیار مهم
|

Yasaman ١٥:٤٦ - ١٣٩٨/٠٤/٣٠
برام مهم نیست یا مهم نیست
|

محدثه فرومدی ٠٢:٠٢ - ١٣٩٨/٠٦/٢١
important = بااهمیت
very important= پراهمیت
unimportant = بی اهمیت
as important as = هم اهمیت
less important = کم اهمیت
|

پیشنهاد شما درباره معنی important



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ا.امين > دادرسان
کورش شیرازی > یاقچی یول
فرشاد > paraphrase
کورش شیرازی > یاقچی
پیمان > nonchalance
zb > cross
نعمت الله سیادت مقدم شاعر > وقاهت
Ali > سخن بیهوده

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی important
کلمه : important
املای فارسی : ایمپورتنت
اشتباه تایپی : هئحخقفشدف
عکس important : در گوگل


آیا معنی important مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )