انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 947 100 1

improvisational

تلفظ improvisational
تلفظ improvisational به آمریکایی تلفظ improvisational به انگلیسی

بررسی کلمه improvisational

صفت ( adjective )
• : تعریف: composed at the time of performance.

- The actors displayed their quick wit and skill in an improvisational skit on a topic suggested by an audience member.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بازیگران زیرکی و مهارت خود را در یک قطعه فکاهی بداهه‌ای به نمایش گذاشتند که توسط یک عضو مخاطب ایجاد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بازیگران مهارت و مهارت سریع خود را در یک Skit improvisational بر روی موضوعی که توسط یک عضو مخاطب پیشنهاد شده است نشان دادند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه improvisational به انگلیسی

improvisational
• made up on the spur of the moment, done without advance preparation, unrehearsed, impromptu

improvisational را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی improvisational

فرهاد سليمان‌نژاد ١٣:٥٨ - ١٣٩٧/٠٧/٢٦
في‌البداهه، الله‌بختگي، باري‌به‌هرجهت، همين‌جوري، بدون‌حساب‌وكتاب
|

پیشنهاد شما درباره معنی improvisational



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی improvisational مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )