انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 891 100 1

بررسی کلمه imprudent

صفت ( adjective )
مشتقات: imprudently (adv.), imprudence (n.)
• : تعریف: marked by a lack of awareness or concern for the consequences of one's acts; rash; unwise.
مترادف: ill-advised, ill-considered, inadvisable, incautious, indiscreet, injudicious, rash, shortsighted, thoughtless, unwise
متضاد: prudent
مشابه: careless, foolish, hasty, heedless, ill-conceived, impetuous, inconsiderate, irresponsible, mad, mindless, reckless, unthinking, unwary, wild

واژه imprudent در جمله های نمونه

1. the imprudent mountain climber fell down
ترجمه کوهنورد بی‌احتیاط سقوط کرد.

2. it is imprudent to go
ترجمه رفتن بی‌احتیاطی است.

3. The banks made hundreds of imprudent loans in the 1970s.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این بانک‌ها در دهه ۱۹۷۰ به صدها وام بی‌احتیاط تبدیل شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در دهه 1970 بانک ها صدها وام غیرقابل اعتباری را ایجاد کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The report criticizes the banks for being imprudent in their lending.
ترجمه کاربر [ترجمه حشمت] این گزارش بانک ها را به خاطر بی اعتنایی در وام های خود انتقاد می کند.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این گزارش از بانک‌ها بخاطر بی‌احتیاطی در قرض دادن آن‌ها انتقاد می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این گزارش بانک ها را به خاطر بی اعتمادی به وام های خود انتقاد می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. It would be imprudent of you to make enemies of those who can help you.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از دور بودن با کسانی که می‌توانند به شما کمک کنند، بی‌احتیاطی خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از شما ممنونم که دشمنان کسانی را که می تواند به شما کمک کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. It would be imprudent to resign from your present job before you are offered another.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیار دور از احتیاط است که از کار فعلی خود قبل از پیشنهاد کار دیگر استعفا دهید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قبل از اینکه دیگران پیشنهاد شان را از کار فعلی خود بیرون کنید، بی فایده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Though his journey had been imprudent, it was still not in itself treasonable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر چند سفر او به دور از احتیاط بود، اما باز هم به خود خیانت نمی‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگرچه سفر او بی فایده بود، اما هنوز در خود منزوی نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Conflict: The bank could then make imprudent loans to Company X to keep it from failing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعارض: پس از آن بانک می‌تواند وام‌های نسنجیده‌ای به شرکت X بدهد تا آن را از خراب‌شدن حفظ کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مناقشات: پس از آن بانک می تواند وام های نامناسب شرکت X را برای جلوگیری از عدم موفقیت آن فراهم کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Banks are suffering the results of imprudent lending policies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بانک‌ها از نتایج سیاست‌های نادرست قرض گیری رنج می‌برند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بانک ها از نتایج سیاست های وامدهی ناخوشایند رنج می برند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. But if people decide that the cuts are imprudent and are distributed unequally, the political impact could be very different.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما اگر مردم تصمیم بگیرند که کاهش imprudent و نابرابر است، تاثیر سیاسی می‌تواند بسیار متفاوت باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما اگر مردم تصميم بگيرند که اين کاهشها ناعادلانه و نابرابر هستند، تأثيرات سياسي مي تواند بسيار متفاوت باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He's never imprudent or impudent, inadvertent or negligent when he deals with international affairs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او هرگز نسنجیده و بدون احتیاط و بدون احتیاط، در مواقعی که با مسایل بین‌المللی معامله می‌کند بی دقت و بی‌توجه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در مورد امور بین الملل هرگز بی پروا و یا ناخوشایند، ناخواسته یا بی توجهی نمی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. My imprudent utterances incurred her displeasure.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر من utterances که او نا رو ناراحت کرده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سخنان غیرمنتظره من باعث ناراحتی او شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. It's imprudent of you to have done such a thing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بی‌احتیاطی است که چنین کاری کرده‌ای
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کار را برای شما انجام نداده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. For a wise government, banning advertising is imprudent way of oversimplifying a complex, but multifaceted issue.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای یک دولت عاقل، ممنوعیت تبلیغات راه دور کردن یک موضوع پیچیده، اما چند وجهی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای یک حکومت عاقل، ممنوعیت تبلیغات، روش غیرواقعی برای تسریع یک مسئله پیچیده، اما چند وجهی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. It was rather imprudent of the little girl to interrupt our conversation like that.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خیلی بی‌احتیاطی بود که این طور صحبت را قطع کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به جای اینکه دختر کوچولو را ببوسد، این حرف را نادیده می گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف imprudent

بی تدبیر (صفت)
brassy , imprudent
بی احتیاط (صفت)
rash , imprudent , improvident , injudicious , indiscreet , incautious , unadvised

معنی کلمه imprudent به انگلیسی

imprudent
• rash; reckless; lacking discretion
• imprudent behaviour is not sensible or careful; a formal word.

imprudent را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی imprudent



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی imprudent
کلمه : imprudent
املای فارسی : ایمپرودنت
اشتباه تایپی : هئحقعیثدف
عکس imprudent : در گوگل


آیا معنی imprudent مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )