برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1350 100 1

in charge of

/ɪn ʧɑrʤ ʌv/ /ɪn ʧɑːʤ ɒv/

مسئول، متصدی

واژه in charge of در جمله های نمونه

1. He is in charge of the municipal housing project.
[ترجمه ترگمان]او مسئول پروژه خانه‌سازی شهری است
[ترجمه گوگل]او مسئول پروژه مسکن شهرداری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Mr. Lee, instead of the manager, is in charge of this.
[ترجمه ترگمان]آقای لی، به جای مدیر، مسئول این قضیه است
[ترجمه گوگل]آقای لی، به جای مدیر، مسئول این امر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The teacher is in charge of the class.
[ترجمه ترگمان]معلم مسئول کلاس است
[ترجمه گوگل]معلم مسئول کلاس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You are not in charge of the universe; you are in charge of yourself.
[ترجمه ترگمان]تو مسئول جهان نیستی، تو مسئول خودت هستی
[ترجمه گوگل]شما مسئولیت جهان نیستید؛ شما خودتان مسئول هستید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

in charge of را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ali
جایگزین شخصی یا چیزی بودن
افشین حاجی طرخانی
(اصطلاح): مسئول کسی یا چیزی بودن، پاسخگوی کسی با چیزی بودن.

https://www.merriam-webster.com/dictionary/in charge of
فارسی را پاس بداریم.
در مقام مسئول ...
Tahereh
responsible for sb/sth

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی in charge of
کلمه : in charge of
املای فارسی : این شارژ اوف
اشتباه تایپی : هد زاشقلث خب
عکس in charge of : در گوگل

آیا معنی in charge of مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )