برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1325 100 1

in check


مهار شده، تحت کنترل، تحت مراقبت

واژه in check در جمله های نمونه

1. It is vital that inflation is kept in check.
[ترجمه ابوالفضل] این حیاطیه که تورم کنترل شود
|
[ترجمه ترگمان]حیاتی است که تورم تحت کنترل بماند
[ترجمه گوگل]ضروری است که تورم در چک نگه داشته شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. You must learn to keep your emotions in check.
[ترجمه ترگمان]باید یاد بگیری که احساساتت رو کنترل کنی
[ترجمه گوگل]شما باید یاد بگیرید که احساساتتان را کنترل کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We must find ways of keeping our expenditure in check.
[ترجمه ترگمان]باید راه‌هایی برای نگهداری هزینه‌ها پیدا کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید راه های نگهداری هزینه هایمان را در چک کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You need to keep your temper in check!
...

معنی عبارات مرتبط با in check به فارسی

مقابله توکار، بررسی توکار

معنی کلمه in check به انگلیسی

in check
• under control, restrained
hold in check
• keep under control, restrain, constrain, hold back
keep in check
• keep under control, maintain discipline

in check را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شمس الدین
مترادف restrain، به معنی تحت کنترل، بازداشتن، مهار کردن، خودداری کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی in check
کلمه : in check
املای فارسی : این چک
اشتباه تایپی : هد زاثزن
عکس in check : در گوگل

آیا معنی in check مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )