برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1350 100 1

in exchange for

واژه in exchange for در جمله های نمونه

1. I've offered to paint the kitchen in exchange for a week's accommodation.
[ترجمه ترگمان]من پیشنهاد کردم آشپزخانه را در عوض یک هفته جا به جا کنم
[ترجمه گوگل]من پیشنهاد دادم که آشپزخانه را در عوض یک خوابگاه هفته ای رنگ کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He gave me an apple in exchange for a cake.
[ترجمه ترگمان]او برای من یک سیب در ازای یک کیک به من داد
[ترجمه گوگل]او در عوض برای یک کیک به من یک سیب داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Your innocuous miss who refused to give up in exchange for who collapsed to.
[ترجمه ترگمان]زن بی ضرری که از تسلیم شدن برای چه کسی سر باز زد حاضر نشد
[ترجمه گوگل]خانم بی ایمان شما که در عوض برای کسانی که سقوط کردند، حاضر به ترک آن نشدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Would you like my old TV in exchange for this camera?
[ترجمه مرجان فرجی] دوست داری این دوربین را در ازای این تلویزیون قدیمی به من بدهی؟
...

معنی کلمه in exchange for به انگلیسی

in exchange for
• as a substitute for, in place of, for

in exchange for را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

🐾 مهدی صباغ
در عوضِ
در ازایِ
به جایِ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی in exchange for مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )