برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1225 100 1

in force


1- با تمام قوا، همگی، جملگی 2- معتبر، قانونی، دارای ارزش قانونی

واژه in force در جمله های نمونه

1. The law should remain in force.
[ترجمه ترگمان]قانون باید به قوت خود باقی بماند
[ترجمه گوگل]قانون باید باقی بماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Is that very old law still in force?
[ترجمه ترگمان]آیا این قانون بسیار قدیمی هنوز در نیرو است؟
[ترجمه گوگل]آیا این قانون بسیار قدیمی هنوز در حال اعمال است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The police were there in force.
[ترجمه ترگمان]پلیس به زور اونجا بوده
[ترجمه گوگل]پلیس در آنجا بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The enemy is in force behind the hill.
[ترجمه ترگمان]دشمن به زور پشت تپه است
[ترجمه گوگل]دشمن در پشت تپه نیرومند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The police were present at the demonstration in force.
...

معنی عبارات مرتبط با in force به فارسی

به قوت خود باقی ماندن

معنی in force در دیکشنری تخصصی

in force
[حقوق] نافذ، معتبر، مجری، دارای قوت قانونی

معنی کلمه in force به انگلیسی

in force
• valid, having official power; in great numbers
put a law in force
• make a law valid, make a law take effect
put in force
• perform, execute, act on; give legal validity, make effective
reconnaissance in force
• patrol that is used to raid or survey an area using movement and fire
remain in force
• continue to be valid

in force را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پوريا
لازم الاجرا
Azita Mehri
واجب العمل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی in force
کلمه : in force
املای فارسی : این فورس
اشتباه تایپی : هد بخقزث
عکس in force : در گوگل

آیا معنی in force مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )