برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1182 100 1

in place of


به جای، به نمایندگی از طرف، از سوی، از جانب

واژه in place of در جمله های نمونه

1. Carter is playing in place of the injured O'Reilly.
[ترجمه ترگمان]کارتر در محل مجروح او Reilly بازی می‌کند
[ترجمه گوگل]کارتر در عوض O'Reilly مجروح بازی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Cole went on in place of Beckham just before half-time.
[ترجمه ترگمان]کول درست قبل از نصف شب به مکان بکهام رفت
[ترجمه گوگل]کول تنها قبل از نیمه وقت به جای بکهام رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Cooked kidney beans can be used in place of French beans.
[ترجمه ترگمان]لوبیا قرمز Cooked می‌تواند به جای لوبیا فرانسوی مورد استفاده قرار گیرد
[ترجمه گوگل]لوبیای کیک پخته شده را می توان به جای لوبیای فرانسوی استفاده کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Robson came on in place of Wilkins.
[ترجمه ترگمان]رابسون در نزدیکی ویلکینز وارد شد
[ترجمه گوگل]رابسون در عوض ویلکینز آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی in place of در دیکشنری تخصصی

in place of
[ریاضیات] به جای

معنی کلمه in place of به انگلیسی

in place of
• instead of, as a substitute for

in place of را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرناز
به جای = instead of

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی in place of
کلمه : in place of
املای فارسی : این پلیس اوف
اشتباه تایپی : هد حمشزث خب
عکس in place of : در گوگل

آیا معنی in place of مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )