انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1010 100 1

in place of

تلفظ in place of
تلفظ in place of به آمریکایی تلفظ in place of به انگلیسی

به جای، به نمایندگی از طرف، از سوی، از جانب

واژه in place of در جمله های نمونه

1. Carter is playing in place of the injured O'Reilly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارتر در محل مجروح او Reilly بازی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارتر در عوض O'Reilly مجروح بازی می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Cole went on in place of Beckham just before half-time.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کول درست قبل از نصف شب به مکان بکهام رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کول تنها قبل از نیمه وقت به جای بکهام رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Cooked kidney beans can be used in place of French beans.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لوبیا قرمز Cooked می‌تواند به جای لوبیا فرانسوی مورد استفاده قرار گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لوبیای کیک پخته شده را می توان به جای لوبیای فرانسوی استفاده کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Robson came on in place of Wilkins.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رابسون در نزدیکی ویلکینز وارد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رابسون در عوض ویلکینز آمد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. In place of our advertised programme, we will have live coverage of the special memorial service.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به جای برنامه اعلام‌شده، ما تحت پوشش خدمات یادبود خاص قرار خواهیم گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به جای برنامه تبلیغاتی ما، پوشش زنده خدمات رسمی ویژه را پوشش خواهیم داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Even grafting new blood vessels in place of the diseased coronary arteries has been tried.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حتی پیوند رگ‌های جدید به جای عروق کرونری بیمار، مورد آزمایش قرار گرفته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حتی پیوند عروق خونی جدید به جای شریان های عروق کرونر مورد آزمایش قرار گرفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. You can use milk in place of cream in this recipe.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما می‌توانید از شیر به جای کرم در این دستور غذا استفاده کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در این دستور غذا می توانید از شیر استفاده کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Robson came on in place of Wilkins ten minutes before the end of the game.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رابسون در حدود ده دقیقه قبل از پایان بازی به place رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رابسون ده دقیقه قبل از پایان بازی به جای Wilkins آمد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. You can use margarine in place of butter in some recipes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما می‌توانید در بعضی از دستور العمل‌ها استفاده از مارگارین را به جای کره استفاده بکنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در بعضی از دستور العمل ها می توانید مارگارین را در جای کره استفاده کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Fit it in place of an existing thinner jacket, and over any shrunk-on rigid foam insulation your cylinder may have.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن را در جای یک جلیقه نازک‌تر موجود قرار دهید، و روی هر گونه عایق‌بندی فوم سفت و سخت shrunk که سیلندر شما ممکن است داشته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جای آن را به جای ژاکت نازک موجود، و بیش از هر عایق فشرده فشرده سفت و سخت مورد استفاده قرار دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Figures on sepulchral monuments sporting shrouds in place of customary day dress are not so rare as those depicted on memorial brasses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شکل‌های مربوط به مقبره‌های (shrouds های)مکان‌های ورزشی در محل لباس روز مرسوم به اندازه آن‌هایی که در مراسم یادبود به تصویر کشیده شده‌اند، نادر نیستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ارقام بر روی موزهای سپاه پاسداران در جای جای لباس روزمره معمول نیستند، همانطور که در برازجان یادبود دیده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Also, solid-surface Corian counters are used in place of tile.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هم چنین، سطح جامد به جای کاشی مورد استفاده قرار می‌گیرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همچنین، کالیبرهای سطح جامد به جای کاشی استفاده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The current plan is for single pricing, in place of offer and bid prices, with the initial charge added on for buyers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برنامه فعلی برای قیمت‌گذاری تکی، به جای قیمت عرضه و قیمت، با بار اولیه افزوده برای خریداران است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طرح فعلی برای قیمت گذاری واحد، به جای پیشنهاد و پیشنهاد قیمت، با هزینه اولیه اضافه شده برای خریداران است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. In place of personal discussion and deliberation, we have call-ins, talk shows, faxes, and on-line computer bulletin boards.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به جای بحث و بررسی شخصی، ما call، shows، faxes، و تخته‌های بولتن کامپیوتری آنلاین را داریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به جای بحث و گفتگو شخصی، ما تماس تلفنی، نمایش بحث، فکس ها، و آنلاین تابلو اعلانات کامپیوتر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. It was given a small head lamp in place of the Croydon side lamps.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به یک لامپ کوچک سر در جای لامپ‌های کناری کرایدون داده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به جای چراغ های جانبی Croydon، یک چراغ قرمز کوچک به آن داده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی in place of در دیکشنری تخصصی

in place of
[ریاضیات] به جای

معنی کلمه in place of به انگلیسی

in place of
• instead of, as a substitute for

in place of را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی in place of

فرناز ٠٠:٠٩ - ١٣٩٨/٠٦/٢١
به جای = instead of
|

پیشنهاد شما درباره معنی in place of



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ا.امين > دادرسان
کورش شیرازی > یاقچی یول
فرشاد > paraphrase
کورش شیرازی > یاقچی
پیمان > nonchalance
zb > cross
نعمت الله سیادت مقدم شاعر > وقاهت
Ali > سخن بیهوده

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی in place of
کلمه : in place of
املای فارسی : این پلیس اوف
اشتباه تایپی : هد حمشزث خب
عکس in place of : در گوگل


آیا معنی in place of مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )