برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1278 100 1

in return for


بجای، عو­، درعو­

واژه in return for در جمله های نمونه

1. I bought him a bottle of drink in return for his kindness.
[ترجمه ترگمان]من براش یه بطری نوشیدنی برای return خریدم
[ترجمه گوگل]به خاطر مهربانی او، او را بطری نوشیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Can I buy you lunch in return for your help?
[ترجمه فوآد] آیا می‌توانم در ازای کمک شما برایتان ناهار بخرم؟
|
[ترجمه ترگمان]میتونم برای کمک تو ناهار بخرم؟
[ترجمه گوگل]آیا می توانم برای کمک شما ناهار بخرم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I bought him a drink in return for his help.
[ترجمه ترگمان]برای کمک او برایش یک نوشیدنی خریدم
[ترجمه گوگل]برای کمک به او نوشیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Liz agreed to look after the baby in return for a free room.
...

in return for را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Setayesh-Arya
instead=in return for
moti
به ازای

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی in return for
کلمه : in return for
املای فارسی : این ریترن فور
اشتباه تایپی : هد قثفعقد بخق
عکس in return for : در گوگل

آیا معنی in return for مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )